تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

دانلود رایگان ترجمه مقاله پنج نکته برای افزایش فعالیت ایمیل و بهبود صندوق ورودی – ۲۰۱۵

افزایش حجم ایمیل های ارسالی چالشی پیش روی بازاریاب ها نهاده است. مشترکین فقط ایمیل هاییکه مناسب میبینند را باز میکنند، از اینرو بازاریاب ها باید کیفیت ایمیل ها و نحوه ی ارائه ی آنها را ارتقاء دهند، تا بلکه مشترکین بصورت متداوم مشتاق به باز کردن آنها باشند.
اگر برندها حین طراحی و تعریف کمپین های ایمیلی خود انتظارات مصرف کننده را مدنظر قرار ندهند نتیجه برنامه ای مشکل دار خواهد بود که در نهایت در ورود به صندوق ورودی مصرف کننده ها کمتر موفق میشود.
جهت افزایش مشغولیت زایی و کارایی کلی کمپین های ایمیلی، بازاریاب ها باید به میزان ورود نامه هایشان به صندوق ورودی مصرف کننده ها توجه لازم را داشته باشند. چرا؟ چون وقتی تعداد ورود نامه ها به صندوق ورودی افزایش یابد خود بخود تعداد باز کردن، کلیک کردن و در نتیجه مکاتبات افزایش مییابد که نتیجه ای جز افزایش درآمد برنامه ندارد. در اینجا پنج نکته ی کاربردی آورده میشود که با عمل به آنها مطمئن خواهید بود که ایمیل هایتان به صندوق ورودی مشترکین تان رسیده و میزان مشغولیت زایی بازاریابی ایمیلی تان بالا خواهد بود.

۱٫ برنامه ی زمانی ایمیلی داشته باشید

مثل تمامی کمپین های موفق، هر برنامه ی بازاریابی ایمیلی بزرگی با یک طرح شروع میشود. ایمیل هایتان را با برنامه ی زمانی مشخصی ارسال کنید تا مشترکین بر اساس آن در موعد مقرری انتظار دریافت ایمیل تان را داشته باشند. 

یکی از روشهای موفق جهت معرفی برنامه ی ایمیلی تان به مشترکین ایمیل های خوشامدگویی هستند. در این ایمیل ها به مصرف کننده های جدید که عضو انجمن کاربری شده اند سلام و تبریک گفته شده، مزایای عضویت شرح داده شده و توقعاتشان پوشش داده میشود. 

ارسال سریهای ایمیلی ماهانه یا دو هفته یکبار حاوی اطلاعات مفید برای مخاطبین نیز مناسب هستند. مثلا یک شرکت هواپیمایی میتواند ایمیل های “اطلاعات سفر” راجع به متداول ترین مقاصد مسافرتی یا بهترین رستورانها در سطح جهان را ارسال کند. این روش موجب میشود که مصرف کننده ها علاقه مند مانده، ایمیل ها را باز کنند که خرید بیشتر را در پی دارد.

طبق مطالعه ی موردی Yesmail میزان باز کردن پیام های خوشامدگویی و کمپین های حاوی اطلاعات مفید ۵۰% بیشتر از پیام های تبلیغاتی عادی است، که خود اهمیت داشتن کمپین های ایمیلی برنامه ریزی شده را نشان میدهد.

۲٫ مخاطبان خود را دسته بندی کنید

بازاریاب های ایمیلی آگاه کاملا به این مسئله واقف هستند که خوشحال نگه داشتن مشترکین فعال شان(که اخیرا کلیک یا باز کرده اند) در حفظ و افزایش فعالیت آنها و نیز میزان ورود ایمیل ها به صندوق ورودی امری ضروری است. 

باید با توجه به عملکرد و میزان فعالیت مشترکین آنها را دسته بندی کنید. در این صورت میتوانید از دامنه ی اولیه ی خود به دسته ی پاسخ گو پیام بفرستید و دامنه ی ثانویه ای را جهت “فعالسازی” دسته ای ایجاد کنید که فعالیت کمتری دارند. 

در حال حاضر روز به روز ایمیل های بیشتری به مشترکین فرستاده میشود. از اینرو شما باید سعی کنید با ارسال پیام های مرتبط و شخصی شده مخاطبین را راضی نگه دارید. این کاریست که بواسطه ی دسته بندی قابل انجام است و نتایج بزرگی در پی دارد. ارسال انتخابی ایمیل ها بر اساس دسته بندی مشترکین میتواند ۳۹% تعداد باز کردن بیشتر و ۲۴% افزایش درآمد را در پی داشته باشد. 

 

ادامه‌ی پست

دانلود رایگان ترجمه مقاله از یادگیری الکترونیکی تا یادگیری اجتماعی – الزویر ۲۰۱۵

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید مقالات هانیرسی
عنوان فارسی مقاله:

از یادگیری الکترونیکی تا یادگیری اجتماعی: پیمایش توسعه مطالعات در مورد مدیریت دانش با حمایت رسانه های اجتماعی

عنوان انگلیسی مقاله:

From e-learning to social-learning: Mapping development of studies on social media-supported knowledge management

 
دانلود رایگان مقاله انگلیسی 
 
دانلود رایگان ترجمه مقاله 
 
خرید ترجمه این مقاله با فرمت ورد
 
جستجوی ترجمه مقالات
 

 

مشخصات مقاله انگلیسی (PDF)
سال انتشار ۲۰۱۵
تعداد صفحات مقاله انگلیسی ۹ صفحه با فرمت pdf
رشته های مرتبط با این مقاله مدیریت و مهندسی فناوری اطلاعات
گرایش های مرتبط با این مقاله مدیریت دانش، مدیریت فناوری اطلاعات و اینترنت وشبکه های گسترده
چاپ شده در مجله (ژورنال) تاثیر کامپیوترها در رفتار انسان – Computers in Human Behavior
کلمات کلیدی رسانه های اجتماعی، مدیریت دانش، تحلیل مبتنی بر CiteSpace، نقل قول
ارائه شده از دانشگاه کالج مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تیانجین، چین
رفرنس دارد  
کد محصول F1001
نشریه الزویر – Elsevier

 

مشخصات و وضعیت مقالات هانیرسی این مقاله (Word)
وضعیت ترجمه انجام شده و آماده دانلود
تعداد صفحات ترجمه تایپ شده با فرمت ورد با قابلیت ویرایش  ۲۳ صفحه با فونت ۱۴ B Nazanin
ترجمه عناوین تصاویر و جداول ترجمه شده است  
ترجمه متون داخل جداول ترجمه شده است  
درج تصاویر در فایل ترجمه درج شده است 
درج جداول در فایل ترجمه درج شده است 
منابع داخل متن به صورت فارسی درج شده است  
کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله متوسط میباشد 

 

فهرست مطالب
چکیده
رسانه های اجتماعی
۱٫ مقدمه
۲٫ وضعیت مطالعه در رسانه های اجتماعی و مدیریت دانش
۲٫۱٫ داده ها
۲٫۲٫ وضعیت فعلی مطالعه روی رسانه های اجتماعی و مدیریت دانش
۳٫ تجزیه و تحلیل روندهای مطالعه روی رسانه های اجتماعی و مدیریت دانش
۳٫۱٫ مراجع غالب استناد شده
۳٫۲٫ نویسندگان موثر
۳٫۳٫ مجلات رده-برتر
۴٫ رابطه بین رسانه های اجتماعی و مدیریت دانش
۴٫۱ رسانه های اجتماعی
۴٫۲٫ مدیریت دانش
۴٫۳٫ رابطه بین رسانه های اجتماعی و مدیریت دانش
۵٫ بحث
۶٫ نتیجه گیری
 

 

بخشی از ترجمه

چکیده
رسانه های اجتماعی, چالش های بزرگ و فرصت های فوق العاده ای را برای یادگیری سازمانی به همراه آورده اند. با پشتیبانی رسانه های اجتماعی، سازمان ها می توانند فرایند مدیریت دانش در شرکت (به عنوان مثال، به اشتراک گذاری دانش) را تسهیل کنند و سپس کارکنان را به ترویج رفتارهای یادگیری مشارکتی از یادگیری الکترونیکی تا یادگیری اجتماعی تشویق نمایند. یک روند قابل توجه در مطالعات اخیر, تعداد نشریات در مورد رسانه های اجتماعی با پشتیبانی از-مدیریت دانش (SMKM) می باشد که در حال افزایش است. با این حال مطالعات اس ام کا ام قبلی به خوبی با ترکیب کار هر دوی محققان در مطالعه رسانه های اجتماعی و مطالعه کا ام (که از یادگیری سازمانی پشتیبانی می کند) به تصویر کشیده نشده است. با استفاده از سایت اسپیس ، این مقاله, مراجع مهمی را بررسی می کند که منجر به روندهای توسعه اس ام کا ام شده اند. نویسندگان این مراجع در این زمینه و موضوعات داغ تمام مقالات مرتبط بسیار مؤثر بوده اند. روش مطالعه اس ام کا ام با توجه به تجسم مراجع و موضوعات مورد بررسی قرار گرفت. علاوه بر این، دو گروه مهم – موضوعات از اس ام و از مطالعه کا ام به ترتیب برای مقایسه و توسعه آنها به به منظور نشان دادن ترکیب، جدایی و روابط دیگر بین آنها مورد مطالعه قرار گرفتند. در نهایت، داغترین روند و موضوعات در این سال های اخیر و آینده برای ارائه کمک به کار در آینده مورد بحث قرار گرفت.

۱٫ مقدمه
مدیریت دانش (KM) به مجموعه ای از فعالیت های سازمانی برای دستیابی به اهداف سازمانی با ساخت بهترین استفاده از دانش اشاره می کند (گراف و جونز ، ۲۰۱۲). کا ام برای یادگیری سازمانی مهم است، زیرا فرآیندهای دانش (به عنوان مثال، کسب ، به اشتراک گذاری، و اعمال دانش) می توانند از فرایندهای سازمانی شامل یادگیری فردی و یادگیری جمعی (کینگ , ۲۰۰۹; کینگ , چانگ , & هانی , ۲۰۰۸) حمایت کنند. به تازگی، تحقیقات بیشتر و بیشتر تمرکز بر روی رابطه بین رسانه های اجتماعی و دانش را آغاز نموده اند که می تواند یادگیری سازمانی, اعم از یادگیری الکترونیکی تا یادگیری اجتماعی (ما و چان ، ۲۰۱۴) را بهبود بخشد. این موضوعات ها شامل تسهیل کا ام با استفاده یا عدم استفاده از رسانه های اجتماعی و یا تاثیر منفی یا غیرمنفی استفاده از رسانه های اجتماعی بر کا ام در جهت معکوس می شود. طبق مطالعه نوناکا از ۱۹۹۱ ، کا ام از مطالعه در زمینه های مدیریت گرفتن و کار، سیستم های اطلاعات، مدیریت و کتابداری و اطلاع رسانی نوناکا , ۱۹۹۱; و نوناکا وان کروگ , ۲۰۰۹) تأثیر داشته است.
با این حال، اخیرا، زمینه های دیگر در مطالعه دانش سهیم شده اند. رسانه های اجتماعی در این زمینه (بلینگر ۲۰۱۳) گنجانده شده اند. رسانه اجتماعی, تعامل اجتماعی در میان مردم برای ایجاد، اشتراک گذاری و یا تبادل اطلاعات و ایده ها در جوامع مجازی و شبکه است (, B الکویست ck, هالونن , و هینونن , ۲۰۰۸). آندریاس کاپلان و مایکل هانلین رسانه اجتماعی را به عنوان ” یک گروه از برنامه های مبتنی بر اینترنت که بر اساس پایه های ایدئولوژیک و فن آوری وب ۲٫۰ ساخته می شوند و ایجاد و تبادل محتوای ایجاد شده توسط کاربر را میسر می سازند”¬ تعریف نموده اند. (کاپلان و میشل , ۲۰۱۰). در همین حال، رسانه های اجتماعی از بسیاری جهات، از جمله کیفیت، دسترسی، تعداد استفاده، قابلیت استفاده، مستقیم و بی واسطه بودن، و تداوم نسبت به رسانه های سنتی و یا صنعتی (, , ۲۰۱۲ مورگان , جونز و هوگز ) بهتر عمل نموده اند. بر این اساس، توجه بیشتر و بیشتر به رابطه بین رسانه های اجتماعی و دانش معطوف شد.
در سال ۱۹۷۳، (۱۹۷۳) گرانووتر , کار تاثیرگذار خود، ” قدرت روابط ضعیف ” را منتشر نمود. در این کار، آنها شبکه اجتماعی را تجزیه و تحلیل نمودند و نشان داده شد که شبکه اجتماعی, یک ابزار برای تقویت روابط ضعیف است. تاثیر قدرت روابط ضعیف در انتشار اطلاعات مورد بررسی قرار گرفت. نوناکا دریافت که ” هر سازمان که به صورت پویا با محیط در حال تغییر سروکار دارد, نه تنها باید اطلاعات را به نحو موثر پردازش نماید, بلکه باید اطلاعات و دانش ” (نوناکا ، ۱۹۹۴)را ایجاد نماید, در حالی که رسانه اجتماعی, یک ابزار خوب برای سازمان است. با این حال، بدون توجه به گرانووتر یا نوناکا ، همه آنها همه در عصر بدون اینترنت و یا رسانه های اجتماعی قرار دارند.
بنابراین آنها در حد یک تحقیق نسبی و نه تحقیق مستقیم، از رابطه بین رسانه های اجتماعی و دانش کار کردند. علوی و لیدنر (۲۰۰۱) یک بررسی بر روی مدیریت دانش و سیستم های مدیریت دانش را در سال ۲۰۰۱ انجام دادند. و علوی به این نتیجه رسید که ” فن آوری های اطلاعات پیشرفته (به عنوان مثال، اینترنت، اینترانت، اکسترانت، مرورگرها، انبار داده ها، تکنیک های داده کاوی، و عوامل نرم افزار ) را می توان برای نظام مندی، افزایش، و تسریع درون مدیریت دانش در مقیاس بزرگ و بین شرکت ها ” مورد استفاده قرار داد (علوی و لیدنر ، ۲۰۰۱). در کار خود، او نیز اعتقاد داشت که ” نقش فناوری در مدیریت دانش سازمانی باید توجه علمی قابل توجهی را به خود معطوف نماید و تبدیل به نقطه کانونی مطالعات شود. پس از تولد پشت سر هم رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک و مای اسپیس، در سال ۲۰۱۰، کاپلان ای ام یک تعریف کامل از رسانه های اجتماعی و یک طبقه بندی از رسانه های اجتماعی را ارائه داد. او همچنین ذکر نمود که رسانه های اجتماعی می توانند فرآیند به اشتراک گذاری دانش در شرکت (کاپلان و میشل , ۲۰۱۰) را بهبود بخشند.
این تحقیقات بر رسانه های اجتماعی و یا مدیریت دانش تمرکز نمودند، اما همه این تحقیقات رابطه بین رسانه های اجتماعی و مدیریت دانش را ذکر و پیش بینی نمودند. در یک کلام، این تحقیقات پتانسیل عظیم مطالعه در رسانه های اجتماعی و مدیریت دانش را تقویت کرد. با این حال، روشن نیست که روش مطالعه در رسانه های اجتماعی و مدیریت دانش پدید آمده است یا خیر. در همین حال، روندهای مطالعه در رسانه های اجتماعی و مدیریت دانش نیاز به یک تجزیه و تحلیل خوب دارد. با توضیحات واضح و روشن در توسعه مطالعه در رسانه های اجتماعی و مدیریت دانش، درک بهتری از نظریه در رسانه های اجتماعی و مدیریت دانش وجود خواهد داشت.
بقیه مقاله به شرح زیر سازماندهی شده است. بخش ۲ وضعیت فعلی مطالعه در رسانه های اجتماعی و مدیریت دانش را ارائه نموده است. در بخش بعد، به روند مطالعه در رسانه های اجتماعی و مدیریت دانش تجزیه و تحلیل می پردازیم. پس از آن یک طبقه بندی از رسانه های اجتماعی و مدیریت دانش، بر اساس طبقه بندی، رابطه بین هر نوع رسانه های اجتماعی مانند وبلاگ ها، و هر نوع مدیریت دانش، مانند به اشتراک گذاری دانش را ارائه می دهیم. پس از همه اینها، ما به خلاصه یافته ها و نتیجه گیری از مقاله می رسیم.

 

 

بخشی از مقاله انگلیسی

Abstract

Social media is bringing great challenges and wonderful opportunities for organizational learning. With support of social media, organizations may facilitate the knowledge management process within firms (e.g., knowledge sharing), then to encourage employees to promote collaborative learning behaviors from e-learning to social learning. There is a significant trend in the recent studies is increasing number of publications on social media supported knowledge management (SMKM). However, previous SMKM studies have not been depicted well by combining work of both researchers in social media study and ones in KM (which supports organizational learning) study. By using CiteSpace, this paper mapped important references that lead trends of SMKM development, authors contributing greatly to this field and hot topics of all the related articles. The way that SMKM study developed was analyzed according to the visualization of references and topics. Furthermore, the two most important groups – topics from SM and those from KM study were studied respectively to compare their development in order to show the fusion, the separation and other relationship. Finally, hottest trends and topics in these years and recent future were discussed to provide help for future work.

۱٫ Introduction

Knowledge management (KM) refers to a set of organizational activities to achieving organizational objectives by making the best use of knowledge (Groff & Jones, 2012). KM is critical for organizational learning, as KM processes (i.e., knowledge capture, sharing, and apply) can support organizational processes involving individual learning and collective learning (King, 2009; King, Chung, & Haney, 2008). Recently, more and more researches start to focus on the relationship between social media and KM, which may improve organizational learning from e-learning to social-learning (Ma & Chan, 2014). The topics include whether the use of social media can facilitate KM, or the use of social media has a negative impact on KM in reverse. As established discipline by Nonaka since 1991, KM has been impacted by the study in the fields of business administration, information systems, management and library and information sciences (Nonaka, 1991; Nonaka & von Krogh, 2009). However, more recently, there are other fields that have started contributing to the KM study. Social media are included in these fields (Bellinger, 2013). Social media is the social interaction among people in which they create, share or exchange information and ideas in virtual communities and networks (Ahlqvist, Bäck, Halonen, & Heinonen, 2008). Andreas Kaplan and Michael Haenlein define social media as ‘‘a group of Internet-based applications that build on the ideological and technological foundations of Web 2.0, and that allow the creation and exchange of user-generated content.’’ (Kaplan & Michael, 2010). Meanwhile, social media performed better in many ways, including quality, reach, frequency, usability, immediacy, and permanence, than traditional or industrial media (Morgan, Jones, & Hodges, 2012). Based on this, more and more attention was paid on the relationship between social media and KM. In 1973, Granovetter (1973) published their influential work, ‘‘The strength of weak ties’’. In this work, they made an analysis of social network and it suggested that social network is a tool for strengthen the weak ties. The impact of the strength of weak ties on diffusion of information was explored. Nonaka found that ‘‘any organization that dynamically deals with a changing environment ought not only to process information efficiently but also create information and knowledge’’ (Nonaka, 1994) while social media is a good tool for an organization. However, no matter it is Granovetter or Nonaka, they are all in an era without Internet or social media. So in some extent they just make a relative research, not direct research, of the relationship between social media and KM. Alavi and Leidner (2001) made a review on knowledge management and knowledge management systems in 2001. And Alavi concluded that ‘‘advanced information technologies (e.g., the Internet, intranets, extranets, browsers, data warehouses, data mining techniques, and software agents) can be used to systematize, enhance, and expedite large-scale intra- and inter-firm knowledge management’’ (Alavi & Leidner, 2001). In his work, he also believed that ‘‘the role of IT in organizational knowledge management ought to receive considerable scholarly attention and become a focal point of inquiry’’. After the birth and burst of social media such as Facebook and Myspace, in 2010, Kaplan AM made a complete definition of social media and a classification of social media. He also mentioned that social media can improve the process knowledge sharing in firms (Kaplan & Michael, 2010). These researches focus either on social media or knowledge management, but all of these researches mentioned or predicted the relationship between social media and knowledge management. In a word, these researches strengthened the huge potential of the study on social media and knowledge management. However, it is not clear that the way of the study on social media and knowledge management emerged. Meanwhile, trends of the study on social media and knowledge management are in need of a good analysis. With a clear description on the development of the study on social media and knowledge management, there will be a better understanding on the theories on social media and knowledge management. The rest of the paper is organized as follows. Section 2 presents the current status of the study on social media and knowledge management. In the next section, we will analyze the trends of the study on social media and knowledge management. Then we will make a classification of social media and knowledge management, based on the classification, the relationship between each kind of social media such as blogs, and each kind of knowledge management, such as knowledge sharing. After all of these, we will summarize the findings and make a conclusion of the paper.

 

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید مقالات هانیرسی
عنوان فارسی مقاله:

از یادگیری الکترونیکی تا یادگیری اجتماعی: پیمایش توسعه مطالعات در مورد مدیریت دانش با حمایت رسانه های اجتماعی

عنوان انگلیسی مقاله:

From e-learning to social-learning: Mapping development of studies on social media-supported knowledge management

 
دانلود رایگان مقاله انگلیسی 
 
دانلود رایگان ترجمه مقاله 
 
خرید ترجمه این مقاله با فرمت ورد
 
جستجوی ترجمه مقالات
 

 

نوشته دانلود رایگان ترجمه مقاله از یادگیری الکترونیکی تا یادگیری اجتماعی – الزویر ۲۰۱۵ اولین بار در مقالات هانی پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

دانلود رایگان ترجمه مقاله میان افزار قابل تنظیم برای سیستم زمان واقعی توزیع شده با وظایف بلافاصله و دوره ای – IEEE 2010

چکیده 

سیستم های زمان-واقعی توزیع شده مختلف (DRS) باید رویدادهای متناوب و غیرمتناوب را تحت مجموعه ای متناوب از الزامات (شرایط) رفع و رجوع نمایند. در حالیکه میان افزار موجود مانند CORBA زمان-واقعی, به عنوان یک سیستم عامل برای سیستم های توزیع شده با محدودیت های زمانی نویدبخش بوده است, اما فاقد مکانیزم های پیکربندی انعطاف پذیری مورد نیاز برای مدیریت زمانبندی آسان سر هم پیوسته برای گستره وسیعی از DRS مختلف با رویدادهای متناوب و غیرمتناوب است. سهم اولیه این کار, طراحی, پیاده سازی, و ارزیابی عملکرد اولین خدمات میان افزار مولفه قابل پیکربندی برای کنترل پذیرش و تعادل بار رفع و رجوع رویداد متناوب و غیرمتناوب در DRS است. نتایج تجربی, نیاز و اثربخشی رویکرد میان افزار مولفه قابل پیکربندی ما را در حمایت از کاربردهای مختلف با رویدادهای متناوب و غیرمتناوب نشان می دهند و یک سیستم عامل نرم افزار انعطاف پذیر برای DRS با محدودیت های زمانبندی سر هم پیوسته را فراهم می کند.

۱ مقدمه

بسیاری از سیستم های زمان-واقعی توزیع شده (DRS) باید ترکیبی از رویدادهای متناوب و غیرمتناوب, از جمله رویدادهای نامتناوب را با مهلت های سر هم پیوسته رفع و رجوع نمایند که تضمین آنها برای رفتار صحیح سیستم حیاتی است. الزامات (شرایط) برای بهره وری و کیفی نرم افزاری افزوده, استفاده از میان افزار محاسبه شی توزیع شده باز (DOC) مانند CORBA را تحریک می کند. استفاده از میان افزار CORBA در حوزه های DRS مانند هوافضا, مخابرات, سیستم های درمانی, شبیه سازی های تعاملی توزیع شده و تولید یکپارچه-رایانه ای افزایش یافته است که توسط شرایط سخت کیفیت خدمات (QoS) [1] مشخص می شوند. به طور مثال, در یک سیستم نظارت کارخانه صنعتی, یک هشدار غیرمتناوب را می توان در زمانی که مجموعه ای از قرائت های متناوب سنسور, به معیارهای تشخیص خطر می رسند, تولید نمود. این هشدار باید در پردازنده های متعدد درون یک مهلت سر هم پیوسته پردازش شوند, مثلاً, برای قرار دادن یک فرآیند صنعتی در حالت ایمن از-خرابی. ورودی های کاربر و دیگر قرائت های سنسور می توانند موجب رویدادهای غیرمتناوب زمان-واقعی دیگر شوند.

در حالیکه راه حل های میان افزار زمان-واقعی سنتی مانند Real-Time CORBA [2] and Real-Time Java [3] به عنوان سیستم عامل های نرم افزاری توزیع شده برای سیستم ها با محدودیت های زمانی نویدبخش بوده اند, سیستم های میان افزاری موجود فاقد انعطاف پذیری مورد نیاز برای حمایت از DRS با مفاهیم و شرایط کاربرد مختلف هستند. به طور مثال, متعادل نمودن بار, یک مکانیزم موثر برای رفع و رجوع بارهای کاری زمان-واقعی متغیر در یک DRS است. هرچند, پایداری آن برای DRS عمدتاً وابسته به مفاهیم کاربردی آنهاست. برخی از الگوریتم های کنترل دیجیتال (مثلاً کنترل تناسبی-انتگرالی-مشتق) برای سیستم های فیزیکی, سرراست هستند و ازاینرو برای تخصیص دوباره وظیفه غالب ناشی از تعادل بار, جوابگو هستند, در حالیکه دیگران (مثلاً کنترل تناسبی) دارای چنین محدودیت هایی نیستند. به طور مشابه, گذر از یک کار (گذر از پردازش نمونه های معین یک وظیفه متناوب), برای سرو کار داشتن با بار کاری سیستم گذرا مفید است. در حالیکه گذر از کار, برای کاربردهای کنترل حیاتی معین نامناسب است که در آن از دست دادن کار می تواند نتایج فاجعه باری را در سیستم کنترل شده ایجاد نماید, کاربردهای دیگر اعم از دریافت ویدئو تا ارتباطات می تواند تحمل درجات مختلف گذر از یک کار را میسر سازد [۴].

بنابراین, یک چالش کلیدی باز برای DRS, توسعه یک زیرساخت میان افزار انعطاف پذیر است که می توان آن را به راحتی برای حمایت از شرایط مختلف DRS متفاوت پیکربندی نمود. به طور مشخص, خدمات میان افزار مانند توازن بار و کنترل پذیرش باید از انواع راهبردهای جایگزین حمایت نماید (الگوریتم ها و ورودی های متناظر با آن الگوریتم ها). علاوه بر این, پیکربندی این راهبردها باید به گونه ای اصولی و انعطاف پذیر مورد حمایت قرار گیرد, به طوری که توسعه دهندگان سیستم قادر به بررسی پیکربندی های جایگزین باشند, اما بدون انتخاب پیکربندی های نامعتبر ناشی از اشتباه.

بنابراین فراهم نمودن خدمات میان افزار با راهبردهای قابل پیکربندی با چالش های مهم متعدد روبروست: ۱) خدمات باید قادر به فراهم نمودن راهبردهای قابل پیکربندی باشند و ابزارهای پیکربندی باید برای میسر نمودن پیکربندی آن راهبردها, اضافه شوند یا گسترش یابند؛ ۲) معیارهای خاصل که مشخص می کنند کدام راهبردهای خدمات قابل ترجیح هستند, باید شناسایی شوند و کاربردها باید مطابق با آن معیارها رده بندی شوند؛ و ۳) ترکیبات مناسب راهبردهای خدمات باید برای هر رده کاربرد, مطابق با معیارهای مشخصه آن شناسایی شوند. برای پرداختن به این چالش ها, و در نتیجه ارتقای حمایت برای DRS متنوع با رویدادهای متناوب و غیرمتناوب, ما مجموعه ای جدید از خدمات میان افزار مولفه از جمله زمانبندی رویداد سر هم پیوسته, کنترل پذیرش و متعادل سازی بار را طراحی و پیاده سازی نموده است. ما ابزارهای پیکربندی را نیز برای یکپارچه سازی این مولفه های خدمات در هر کاربرد خاص مطابق با معیارهای خاص آن توسعه داده ایم.

بخش های مختلف این تحقیق. در این کار, ما

۱٫ دانش خود از اولین مجموعه خدمات میان افزار مولفه قابل پیکربندی را که از چندین راهبرد کنترل پذیرش و توازن بار برای رفع و رجوع رویدادهای متناوب و غیرمتناوب حمایت می کنند توسعه داده ایم.

۲٫ یک پیش-تجزیه کننده پیکربندی مولفه جدید و واسطه ها را برای پیکربندی کنترل پذیرش زمان-واقعی و خدمات توازن بار را به طور انعطاف پذیر در زمان استقرار سیستم توسعه داده ایم.

۳٫ رده های کاربردهای زمان-واقعی توزیع شده را مطابق با مشخصات خاص تعریف نموده ایم و آنها را به ترکیبات مناسب راهبردها برای خدمات ما مرتبط نموده ایم؛ و

۴٫ یک مطالعه موردی را فراهم نموده ایم که خدمات قابل پیکربندی مختلف را برای یک حوزه با رویدادهای متناوب و نامتناوب به کار می برد. شواهد تجربی از سربارها مرتبط و موازنه ها در میان پیکربندی های خدمات ارائه می دهد و اثربخشی رویکرد ما در آن حوزه را نشان می دهد.

بنابراین, کار ما به طور چشمگیر, قابلیت کاربرد میان افزار زمان-واقعی را به عنوان یک زیرساخت انعطاف پذیر برای DRS ارتقا می بخشد.

بخش ۲, سیستم های میان افزار و تئوری زمانبندی که زیربنای رویکرد ماست, معرفی می کند. بخش های ۳-۵, معماری میان افزار ما, راهبردهای قابل پیکربندی و پیاده سازی های مولفه برای حمایت از هدایت رویداد سر هم پیوسته در DRS ارائه می دهد. بخش ۶, گسترس های موتور پیکربندی جدید ما را توصیف می کند که می تواند به طور انعطاف پذیر, راهبردهای مختلف را برای خدمات ما مطابق با هر شرایط کاربرد پیکربندی نماید. بخش ۷, عملکرد رویکرد ما, از جمله موازنه ها مان ترکیبات راهبرد خدمات مختلف را ارزیابی نماید و سربارهای معرفی شده توسط رویکرد ما را مشخص نماید. بخش ۸, یک نظرسنجی از کار مرتبط را ارائه می دهد و ما نتایج را در بخش ۹ ارائه می دهیم.

 

ادامه‌ی پست

دانلود رایگان ترجمه مقاله مطالعه هم خوانی سراسر ژنوم کنترل ژنتیکی بیوسنتز اسید چرب دانه – Frontiersin 2017

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید مقالات هانیرسی
عنوان فارسی مقاله:

مطالعه ارتباط کنترل ژنتیکی بیوسنتز اسید چرب دانه در براسیکا ناپوس در سطح ژنوم

عنوان انگلیسی مقاله:

Genome-Wide Association Study of Genetic Control of Seed Fatty Acid Biosynthesis in Brassica napus

 
دانلود رایگان مقاله انگلیسی 
 
دانلود رایگان ترجمه مقاله 
 
خرید ترجمه این مقاله با فرمت ورد
 
جستجوی ترجمه مقالات زیست شناسی
 

 

مشخصات مقاله انگلیسی (PDF)
سال انتشار ۲۰۱۷
تعداد صفحات مقاله انگلیسی ۱۳ صفحه با فرمت pdf
رشته های مرتبط با این مقاله زیست شناسی
گرایش های مرتبط با این مقاله ژنتیک و علوم گیاهی
چاپ شده در مجله (ژورنال) مرزها در علوم گیاهی – Frontiers in Plant Science
کلمات کلیدی براسیکا ناپوس، ژنوتيپ بی چربی با توالي بندی Skim GBS), GWAS)، بيوسنتز اسيدهاي چرب، كيفيت دانه
ارائه شده از دانشگاه دانشکده بیولوژی گیاهان، دانشگاه غرب استرالیا
رفرنس دارد  
کد محصول F1002
نشریه Frontiersin

 

مشخصات و وضعیت مقالات هانیرسی این مقاله (Word)
وضعیت ترجمه انجام شده و آماده دانلود
تعداد صفحات ترجمه تایپ شده با فرمت ورد با قابلیت ویرایش  ۲۲ صفحه با فونت ۱۴ B Nazanin
ترجمه عناوین تصاویر و جداول ترجمه شده است  
ترجمه متون داخل تصاویر ترجمه نشده است 
ترجمه متون داخل جداول ترجمه نشده است 
درج تصاویر در فایل ترجمه درج شده است 
درج جداول در فایل ترجمه درج شده است  
منابع داخل متن به صورت عدد درج شده است  
کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله متوسط میباشد 

 

فهرست مطالب
چکیده
مقدمه
مواد و روش ها
ماده گیاهی و شرایط رشد
اندازه گیری اسید چرب
ژنوتیپ کردن توسط توالی بندی (GBS): ژنوتیپ بی چربی
مطالعه ارتباط در گستره ژنوم
نگاشت SNPs در محیط سایبری
اعتبار SNP
اعتبارسنجی GWAS
نتایج
همبستگی های تغییر فنوتیپی اسید های چرب در دانه ها / صفات
 نتایج ژنوتیپ کردن با استفاده از توالی (GBS)
بحث
نتیجه گیری
 

 

بخشی از ترجمه

چکیده
اسیدهای چرب و ترکیب آنها در دانه ها, ارزش روغن را برای اهداف تغذیه ای یا صنعتی تعیین می کنند و همچنین بر جوانه زنی دانه و نیز ایجاد گیاهچه اثر می گذارند. برای درک بهتر مبانی ژنتیکی بیوسنتز اسیدهای چرب دانه در کلزا (براسیکا ناپوسL.)، ما یک مطالعه مرتبط در سطح ژنوم را با استفاده از ۹۱۲۰۵ پلیمورفیسم تک نوکلئوتید (SNP) اعمال نمودیم که توسط یک جمعیت آماری نگاشته با ژنوتیپ بدون چربی با وضوح بالا توسط توالی بندی (SkimGBS) مشخص می شود. ما خوشه ای از مکان های هندسی را در کروموزوم A05 مرتبط با اسیدهای چرب دانه اولئیک (روغنی) و Linاولئیک (لینولئیک) شناسایی کردیم. منطقه ژنوم مشخص شده حاوی اورتولگ هایی از ژنهای Arabidopsis thaliana بود که نقش مهم آنها در تنظیم بیوسنتز اسید چرب دانه شناخته شده است, مانند تریستئاز چربی آسیل-ACP B (FATB) و Fatty Acid Desaturase (FAD5) دارد. این رویکرد ما را قادر می سازد تا ژن های کاری بالقوه تنظیم کننده ترکیب اسید چرب در این محصول مهم تولید کننده روغن را شناسایی نماییم و نشان می دهد که این رویکرد می تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای تشریح صفات پیچیده برای برنامه های بهبود B. napus استفاده شود.

مقدمه
کلزا (براسیکا ناپوسL.) در حال حاضر دومین تولید کننده بزرگ روغن در جهان پس از سویا است (به ترتیب ۷۰٫۹ و ۳۱۴٫۵ میلیون تن، FAO1). سه اسید چرب اصلی (FAها) در روغن کلزا، اسید اولئیک FA تک-اشباع شده و دو اسید لینولئیک FAs چنداشباع شده و اسید لینولینیک هستند (Smooker et al.، ۲۰۱۱). ارزش تغذیه ای بالای روغن B. napus در مقایسه با سایر روغن های گیاهی به میزان بالای اسید اولئیک و همچنین به نسبت بهینه (۲:۱) FAهای ضروری لینولئیک (امگا ۶) و لینولنیک (امگا ۳) نسبت داده می شود (Hu و همکاران، ۲۰۰۶). برای مقاصد صنعتی، پایداری حرارتی روغن B. napus با سطح پایین اسید لینولینیک تضمین می شود. درک مبانی ژنتیکی بیوسنتز اسید چرب در کلزا به منظور دستکاری محتوای آن اهمیت زیادی دارد.
فرایند بیوسنتز روغن در گونه های مدل و عضو دقیقاً مرتبط Brasicaceae به خوبی مشخص شده است؛ Arabidopsis thaliana. این فرایند پیچیده از یک عمل هماهنگ ژن های دخیل در بلوغ دانه، متابولیسم انرژی، اسید چرب و مسیرهای بیوسنتز تریاسیل گلیسرول (TAG) استفاده می کند (Baud and Lepiniec، ۲۰۱۰؛ Bates et al.، ۲۰۱۳). سنتز De Novo FAها در داخل پلاستیدهای دانه اتفاق می افتد و تشکیل اسید پالمیتیک (۱۶:۰)، اسید استریک (۱۸:۰) و اسید اولئیک (۱۸: ۱) را میسر می سازد. پس از تولید، آنها توسط دو دسته از آنزیم های تیواستراز ACP-آسیل (FAT) منتشر می شوند: FATA با نسبت بالاتری نسبت به ۱۸:۱-ACP و FATB با همبستگی بالاتر به ۱۶:۰-ACP (Bonaventure et al.، ۲۰۰۳). FAهای پلاستیدال به ریشه اندوپلاسمی منتقل می شوند (ER) که در آنجا می توانند از طریق FAD2 و FAD3، آنزیم های کلیدی شناخته شده برای تولید FAهای لینولئیک (۱۸:۲) و لینولنیک (۱۸: ۳) که به صورت غیر اشباع شده تولید می شوند، تحت تغییرات اشباع زدایی قرار گیرند (Okuley et al.، ۱۹۹۴؛ Yang و همکاران، ۲۰۱۲). به موازات مسیر اشباع زدایی، FAها می توانند توسط FAE1 به اسید اروسیک طویل شوند یا برای تولید TAG، یک شکل عمده روغن دانه در گیاهان به گلیسرول استری شوند (James et al.، ۱۹۹۵). اگر چه مسیرهای متابولیک برای سنتز بیوسنتز اسید چرب به خوبی شناخته شده اند، تنظیم ژنتیکی این مسیرها و از این رو ترکیب ترکیبات اسید چرب در دانه، هنوز درک نشده است.
B. napus (AACC، ۲n = 38) از هیبریداسیون طبیعی بین B. rapa (AA، ۲n = 20) و B. oleracea (CC، ۲n = 18) در حدود ۷۵۰۰ سال پیش نشات گرفت. اجداد تضاعف کروموزومی B. napus تحت تکثیر ژنتیکی قرار گرفتند که منجر به تشکیل خانواده های بزرگ ژن و توالی های تکراری افزونه شد. ژن های بیوسنتز روغن در B. napus تحت گسترش قرار گرفته اند که بیش از آن چیزی است که در سایر گیاهان دانه روغنی شناخته شده است (Chalhub et al.، ۲۰۱۴). Polyploidy و پیچیدگی ژنوم B. napus, انتقال محدود دانش پایه از A. thaliana به بهبود محصول کلزا به عنوان شناسایی ژن های فردی کنترل کننده تغییرات طبیعی در این محصول به چالش کشیدن (Wells و همکاران، ۲۰۱۴).
تا به امروز، چندین مطالعه برای تشریح معماری ژنتیکی بیوسنتز اسیدهای چرب در محصولات روغن انجام شده است. مطالعات نگاشت مکان صفت کمی (QTL) در B. rapa (Basnet و همکاران، ۲۰۱۶)، Glycine max (Wang و همکاران، ۲۰۱۴)، Jatropha curcas ، و B. napus, شناسایی جایگاه هایی با اثر آلل کوچک تا بزرگ درگیر در بیوسنتز اسید چرب در دانه ها را میسر ساخت (Burns و همکاران، ۲۰۰۳؛ Hu و همکاران، ۲۰۰۶؛ Zhao و همکاران، ۲۰۰۸؛ Yan و همکاران، ۲۰۱۱؛ Wang و همکاران، ۲۰۱۵). ارتولوگ های کدگذار آنزیم های اصلی دخیل در بیوسنتز FA، مانند FAD2 و FAD3، در B. napus روی کروموزوم های A1، A5، C1، و C5 (Scheffler و همکاران، ۱۹۹۷٫ Schierholt و همکاران، ۲۰۰۰؛ Yang و همکاران ، ۲۰۱۲) و A3، A4، A5، C3 و C4 (Hu و همکاران، ۲۰۰۶؛ Smooker و همکاران، ۲۰۱۱) نگاشت شده اند. به تازگی، یک رویکرد ژنتیکی سیستم که مطالعات بیان ژن را با نگاشته ژنتیکی QTL (eQTL) ترکیب نمود, منجر به شناسایی دیگر ژن هایFAD (BrFAD5 و BrFAD7) شد که نقشی تعاملی با BrFAD2 در تنظیم FAهای اولئیک و لینولئیک در B. rapa ایفا می کنند (ET Basnet al.، ۲۰۱۶). مطالعات تحلیل رونویسی در توسعه دانه های Arabidopsis و B. napus نشان داد که تنظیم بیوسنتز FA, پیچیده است و شامل ژن های مسئول برای تنظیم رونویسی، سوخت و ساز نشاسته، و همچنین سیگنالینگ هورمون اکسین و جاسمونات (Niu و همکاران، ۲۰۰۹؛ Mendes و همکاران .، ۲۰۱۳؛ Chen و همکاران، ۲۰۱۵).
به تازگی، مطالعات ارتباط در گستره ژنوم (GWAS) به عنوان یک ابزار قدرتمند برای تشریح معماری ژنتیک صفات پیچیده در گونه های محصول (Edwards و همکاران، ۲۰۱۳) تکامل یافته است. پیشرفت ها در توالی بندی نسل بعدی (NGS) امکان شناسایی هزاران مکان نشانگر ژنتیکی را فراهم می کند که ارتباط آماری آنها با صفات مورد نظر را براساس عدم تعادل ارتباط میسر می کند (Davey et al.، ۲۰۱۱). ژنوتیپ مبتنی بر بی چربی بودن با توالی بندی (skimGBS) از توالی ژنوم کلی کم-پوشش (۱-۱۰x) برای ژنوتیپ با وضوح بالا استفاده می کند. ژنومیک خوانده شده از افراد والدین به ژنوم مرجع نگاشته می شوند و SNPها پیش بینی می شوند. پس از آن خواندن ها از نسلی به همان مرجع نگاشته می شوند و مقایسه با فایل SNP والدین، باعث فراخوانی SNP ها در نسلی از یک یا چند ژنوتایپ والدین می شود (Bayer et al.، ۲۰۱۵). نشانگرهای وابسته به ژنتیک می تواند به خاطر صفت موردنظر یا در عدم تعادل ارتباط با یک منبع علمی, گاه به گاه باشند (Rafalski، ۲۰۱۰). تا به امروز، رویکردهای GWAS با استفاده از توالی بندی کلی ژنوم به محققان اجازه داده است تا به تشریح مقررات ژنتیکی صفات پیچیده مانند بیوسنتز روغن، غلظت کاروتنوئید و بازده در محصولات به خوبی مورد مطالعه گرفته از جمله ذرت و برنج بپردازند (Gao و همکاران، ۲۰۱۳؛ Li H. همکاران ، ۲۰۱۳؛ Suwarno و همکاران، ۲۰۱۵). در کلزا، GWAS با استفاده از DartSeq و رویکردهای ژنوتیپ آرایه Brassica 60K SNP, شناسایی آلل های درگیر در تنظیم زمان گلدهی، و نیز صفات کیفیت دانه شامل جوانه زنی، قدرت و وزن دانه را میسر نمود (Li و همکاران، ۲۰۱۴؛ Hatzig و همکاران ، ۲۰۱۵؛ Raman و همکاران، ۲۰۱۶).
هدف از مطالعه حاضر، انجام نگاشت ارتباط GWAS با استفاده از SkimGBS ژنوم کلی (Bayer et al.، ۲۰۱۵) برای شناسایی تغییرات آللیمی بود که بر ترکیب اسید چرب در دانه های اولاد از خطوط هیپلوئید دوبل شده ۶۰ B.napus (DH) تاثیر می گذارد. این رویکرد جدید منجر به شناسایی یک کانون ژنومی ژنهای تنظیم کننده کاندیدای کروموزوم A05 از کلزای زمستانی شد.

 

 

بخشی از مقاله انگلیسی

Fatty acids and their composition in seeds determine oil value for nutritional or industrial purposes and also affect seed germination as well as seedling establishment. To better understand the genetic basis of seed fatty acid biosynthesis in oilseed rape (Brassica napus L.) we applied a genome-wide association study, using 91,205 single nucleotide polymorphisms (SNPs) characterized across a mapping population with high-resolution skim genotyping by sequencing (SkimGBS). We identified a cluster of loci on chromosome A05 associated with oleic and linoleic seed fatty acids. The delineated genomic region contained orthologs of the Arabidopsis thaliana genes known to play a role in regulation of seed fatty acid biosynthesis such as Fatty acyl-ACP thioesterase B (FATB) and Fatty Acid Desaturase (FAD5). This approach allowed us to identify potential functional genes regulating fatty acid composition in this important oil producing crop and demonstrates that this approach can be used as a powerful tool for dissecting complex traits for B. napus improvement programs.

INTRODUCTION

Oilseed rape (Brassica napus L.) is now the second largest oil-producing crop in the world after soybean (70.9 and 314.5 million tons respectively; FAO1 ). Three of the major fatty acids (FAs) in oilseed rape oil are the monounsaturated FA oleic acid and the two polyunsaturated FAs linoleic acid and linolenic acid (Smooker et al., 2011). The high nutritional value of B. napus oil compared to other vegetable oils is attributed to a high level of oleic acid, as well as an optimal ratio (2:1) of the essential linoleic (omega 6) and linolenic (omega 3) FAs (Hu et al., 2006). For industrial purposes, thermal stability of B. napus oil is assured with a low level of linolenic acid. Understanding the genetic basis of fatty acid biosynthesis in oilseed rape is of great importance in order to manipulate its content. The process of oil biosynthesis has been well-characterized in the model species and closely related member of Brasicaceae; Arabidopsis thaliana. This complex process employs a coordinated action of genes involved in seed maturation, energy metabolism, fatty acid, and triacylglycerol (TAG) biosynthesis pathways (Baud and Lepiniec, 2010; Bates et al., 2013). De novo synthesis of FAs occurs within plastids of the seed and enables formation of palmitic acid (16:0), stearic acid (18:0), and oleic acid (18:1). Once produced, they are released by two classes of acyl-ACP thioesterase (FAT) enzymes: FATA with higher affinity to 18:1-ACP and FATB with higher affinity to 16:0- ACP (Bonaventure et al., 2003). Plastidial FAs are transported to the endoplasmic reticulum (ER) where they can undergo desaturation modification via FAD2 and FAD3, key enzymes known to generate polyunsaturated linoleic (18:2) and linolenic (18:3) FAs respectively (Okuley et al., 1994; Yang et al., 2012). In parallel to a desaturation pathway, FAs can be elongated by FAE1 to erucic acid or esterified to glycerol to generate TAG, a major form of seed oil in plants (James et al., 1995). Although the metabolic pathways for fatty acid biosynthesis synthesis are well known, genetic regulation of these pathways, and thus variable fatty acid composition in seed, is still poorly understood. B. napus (AACC, 2n = 38) originated from natural hybridization between B. rapa (AA, 2n = 20) and B. oleracea (CC, 2n = 18) around 7500 years ago. The diploid progenitors of B. napus underwent genetic triplication which led to formation of large gene families and abundant repetitive sequences. Oil biosynthesis genes have undergone expansion in B. napus which exceeds that known in other oilseed plants (Chalhoub et al., 2014). Polyploidy and the genome complexity of B. napus limit translation of fundamental knowledge from A. thaliana into oilseed rape crop improvement as identification of individual genes controlling natural variation in this crop is challenging (Wells et al., 2014). To date, several studies have been undertaken to dissect the genetic architecture of fatty acid biosynthesis in oil crops. Quantitative trait loci (QTL) mapping studies in B. rapa (Basnet et al., 2016), Glycine max (Wang et al., 2014), Jatropha curcas, and B. napus allowed identification of loci with small to large allelic effect involved in fatty acid biosynthesis in seeds (Burns et al., 2003; Hu et al., 2006; Zhao et al., 2008; Yan et al., 2011; Wang et al., 2015). Orthologs encoding major enzymes involved in FA biosynthesis, such as FAD2 and FAD3, have been mapped in B. napus on chromosomes A1, A5, C1, and C5 (Scheffler et al., 1997; Schierholt et al., 2000; Yang et al., 2012) and A3, A4, A5, C3, and C4 (Hu et al., 2006; Smooker et al., 2011) respectively. Recently, a systems genetic approach that combined gene expression studies with QTL genetic mapping (eQTL) led to identification of other FAD genes (BrFAD5 and BrFAD7) playing an interactive role with BrFAD2 in regulation of oleic and linoleic FAs in B. rapa (Basnet et al., 2016). Transcriptional analysis studies in developing seeds of Arabidopsis and B. napus showed that regulation of FA biosynthesis is complex and involves genes responsible for transcriptional regulation, starch metabolism, as well as auxin and jasmonate hormone signaling (Niu et al., 2009; Mendes et al., 2013; Chen et al., 2015). Recently, genome wide association studies (GWAS) have evolved as a powerful tool to dissect the genetic architecture of complex traits in crop species (Edwards et al., 2013). Advances in next generation sequencing (NGS) allow identification of thousands of genetic marker loci which enables their statistical association with traits of interest based on linkage disequilibrium (Davey et al., 2011). Skim-based genotyping by sequencing (skimGBS) uses low-coverage (1–۱۰x) whole genome sequencing for high resolution genotyping. Genomic reads from parental individuals are mapped to the reference genome and SNPs are predicted. Reads from the progeny are then mapped to the same reference and comparison with the parental SNP file enables the calling of SNPs in the progeny of one or other of the parental genotypes (Bayer et al., 2015). Associated genetic markers can be causal for the trait of interest or in linkage disequilibrium with a causal locus (Rafalski, 2010). To date, GWAS approaches using whole genome sequencing have allowed researchers to dissect genetic regulation of complex traits such as oil biosynthesis, carotenoid concentration and yield in well studied crops including maize and rice (Gao et al., 2013; Li H. et al., 2013; Suwarno et al., 2015). In oilseed rape, GWAS using DartSeq and Brassica 60K SNP array genotyping approaches allowed identification of alleles involved in regulation of flowering time, as well as seed quality traits including germination, vigor and seed weight (Li et al., 2014; Hatzig et al., 2015; Raman et al., 2016). The aim of the present study was to perform GWAS association mapping using whole genome SkimGBS (Bayer et al., 2015) to identify allelic variation that affects fatty acid composition in progeny seeds from 60 B. napus doubled haploid (DH) lines. This novel approach led to identification of a genomic hotspot of candidate regulatory genes on chromosome A05 of winter type oilseed rape.

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید مقالات هانیرسی
عنوان فارسی مقاله:

مطالعه ارتباط کنترل ژنتیکی بیوسنتز اسید چرب دانه در براسیکا ناپوس در سطح ژنوم

عنوان انگلیسی مقاله:

Genome-Wide Association Study of Genetic Control of Seed Fatty Acid Biosynthesis in Brassica napus

 
دانلود رایگان مقاله انگلیسی 
 
دانلود رایگان ترجمه مقاله 
 
خرید ترجمه این مقاله با فرمت ورد
 
جستجوی ترجمه مقالات زیست شناسی
 

 

نوشته دانلود رایگان ترجمه مقاله مطالعه هم خوانی سراسر ژنوم کنترل ژنتیکی بیوسنتز اسید چرب دانه – Frontiersin 2017 اولین بار در مقالات هانی پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

دانلود رایگان ترجمه مقاله ترانزیستورهای اثر میدانی تونل زنی نانونوار گرافنی با یک کانال ناهمگن نیمه فلزی – IEEE 2012

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید مقالات هانیرسی
عنوان فارسی مقاله:

ترانزیستورهای اثر-میدانی تونل زنی نامقالات هانیوبان گرافن با یک نیمه هادی و کانال نیمه فلزی ناهمگون

عنوان انگلیسی مقاله:

Graphene Nanoribbon Tunneling Field-Effect Transistors With a Semiconducting and a Semimetallic Heterojunction Channel

 
دانلود رایگان مقاله انگلیسی 
 
دانلود رایگان ترجمه مقاله 
 
خرید ترجمه این مقاله با فرمت ورد
 
جستجوی ترجمه مقالات مهندسی برق
 

 

مشخصات مقاله انگلیسی (PDF)
سال انتشار ۲۰۱۲
تعداد صفحات مقاله انگلیسی ۸ صفحه با فرمت pdf
رشته های مرتبط با این مقاله مهندسی برق
گرایش های مرتبط با این مقاله مهندسی الکترونیک، مدارهای مجتمع الکترونیک، الکترونیک قدرت و ماشینهای الکتریکی
چاپ شده در مجله (ژورنال) یافته ها در حوزه دستگاه های الکترونیکی – TRANSACTIONS ON ELECTRON DEVICES
کلمات کلیدی گرافن، ناهمگون، ترانزیستورهای تونل زنی
ارائه شده از دانشگاه گروه مهندسی برق و کامپیوتر، دانشگاه ملی سنگاپور
رفرنس دارد  
کد محصول F1003
نشریه آی تریپل ای – IEEE

 

مشخصات و وضعیت مقالات هانیرسی این مقاله (Word)
وضعیت ترجمه انجام شده و آماده دانلود
تعداد صفحات ترجمه تایپ شده با فرمت ورد با قابلیت ویرایش  ۱۸ صفحه با فونت ۱۴ B Nazanin
ترجمه عناوین تصاویر  ترجمه شده است  
ترجمه متون داخل تصاویر ترجمه نشده است 
درج تصاویر در فایل ترجمه درج شده است  
منابع داخل متن به صورت عدد درج شده است  
کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله متوسط میباشد 

 

فهرست مطالب
چکیده
۱٫ مقدمه
۲٫ رویکردهای شبیه سازی
۳٫ نتایج و بحث
A. اثر ابعاد منطقه HJ
B. اثر GC بر منطقه HJ
۴٫ نتیجه گیری
 

 

بخشی از ترجمه

چکیده
ما یک مطالعه محاسباتی از عملکرد دستگاه ترانزیستورهای اثر-میدانی تونل زنی نامقالات هانیوبان گرافن (TFETs) را با یک کانال ناهمگن ارائه نموده ایم. با تغییر طول و باندگپ انرژی EG از منطقه ناهمگن، جریان های حالت خاموش و روشن (ION و IOFF) را می توان به طور موثر به طور مستقل بهینه سازی نمود. هر دوی مناطق نیمه هادی و نیمه فلزی ناهمگن برای درک اثرات مهندسی EG بر رفتارهای دستگاه مورد مطالعه قرار می گیرند. علاوه بر این، اثر پوشش گیت (GC) بر منطقه ناهمگن نیز بررسی شده است. ما دریافتیم که عملکرد دستگاه تا حد زیادی توسط موقعیت گیت برای تغییر منطقه ای که در آن تونل زنی باند به باند رخ می دهد تحت تاثیر قرار می گیرد. برای یک ION/IOFF معین از هشت مرتبه، نتایج ما نشان می دهد که برای نیمه هادی ناهمگون، یک ION بالاتر را می توان با داشتن گیت پوشش دهنده جزئی منطقه ناهمگن به دست آورد. این ناشی از ترکیب طول تونل زنی کوتاه و حالات رزونانس است که برای مکانیسم تونل زنی منجر به افزایش در غلظت حامل می شود. از سوی دیگر، برای مورد نیمه فلزی، یک ION/IOFF مشابه تنها زمانی قابل دسترسی است که منطقه ناهمگن توسط گیت پوشش داده نمی شود.یک IOFF بزرگ برای GC حتی کوچک با توجه به الکترونهای ظرفیتی حرکت کننده از سورس به باندهای هدایت منطقه نیمه فلزی مشاهده می شود که انتقال حامل به سمت درین را افزایش می دهد. مطالعه ما ملاحظه طراحی دستگاه های مورد نیاز را در هنگام بهینه سازی عملکرد دستگاه TFETs ناهمگون برجسته می نماید.

۱٫ مقدمه
گرافن دوبعدی، یک ماده باند گپ انرژی صفر است که حامل های آن به عنوان فرمیون های بدون جرم رفتار می کنند. پراکندگی انرژی آنها در نزدیکی سطح فرمی، خطی است و می تواند با معادله دیراک [۱] تقریب زده شود. این ماده نمایشگر بسیاری از خواص جدید است که در مواد معمولی مانند پارادوکس کلاین در یک اتصال p-n و اثر هال اسپین کوانتومی [۲]، [۳] که می تواند دستگاه های کاربردی جدید را قادر سازد، مشاهده نمی شود. همانطور که هر دو الکترون ها و حفره ها دارای خواص الکترونیکی مشابه هستند، گرافن می تواند برای ترانزیستورهای اثر-میدانی نوع- nو نوع p (FETs) با عملکرد مشابه استفاده شود. این ویژگی های منحصر به فرد، گرافن را به یک جانشین بالقوه برای سیلیکون در دستگاه های نانوالکترونیک مبدل نموده است، زیرا سیلیکون محدودیت های اساسی خود را با کوچک سازی مداوم اندازه دستگاه دارد [۴]. به طور خاص، با توجه به ساختار تک لایه و انطباق آن با فناوری اکسید فلز-نیمه هادی مکمل، کاربرد گرافن در FETs از نظر تجربی با استفاده از گرافن به دست آمده توسط برش ریز مکانیکی گرافیت پیرولیتی نشان داده شده است [۵]. در حالی که عدم وجود یک EG قابل توجه به طور جدی پتانسیل FET گرافن را در کاربردهای دیجیتال محدود می کند [۶] – [۱۰]، یک جفت از دستگاه های عملکردی جدید برای بهره برداری از خواص دیگر پیشنهاد شده است. به عنوان مثال، سوئیچ بازتاب کوانتومی [۱۱] بر اساس پارادوکس کلاین و لنز Veselago در اتصالات P-N گرافن برای بهره برداری رفتارهای الکترونی مقالات هانیی آن [۱۲] علاقه زیادی را در جامعه دستگاه ها به دست آورد است.
با این حال، تلاش تحقیقاتی زیادی روی کاوش چگونگی باز کردن یک EG قابل استفاده در گرافن، مانند شکستن تقارن زیرشبکه و عمل شیمیایی [۱۳]، [۱۴] متمرکز شده است. در میان این روش ها، کاهش در ابعاد نانوساختارهای گرافن، به عنوان مثال، مشخص شده است که نانولوله های کربنی (CNTs) و نامقالات هانیوبان های گرافن (GNRs) یک راه موثر برای القای EG [15]، [۱۶] است. برای GNRs، مقدار EG وابسته به عرض نوار است و بسیار حساس به محرک خارجی، مانند فشار و میدان الکتریکی است [۱۹] -[۱۵]. در نتیجه، GNRs طیف گسترده ای از دستگاه های موزون الکترونیکی را فعال می کند. از جامعه دستگاه ها، ویژگی های جریان ولتاژ (I-V) نانوساختارهای مختلف گرافن [۲۰] – [۲۲] با پتانسیل های امیدوار کننده در کاربردهای FET گزارش شده است. اگر چه عملکرد دستگاه این FETs ساخته شده به طور منفی توسط زبری لبه تحت تاثیر قرار می گیرد [۲۳]، [۲۴]، FETs GNR (TFETs) [25] – [36] با توجه به جرم تونل زنی کم خود، باندگپ مستقیم، و سازگاری با پردازش مسطح هنوز هم به عنوان یکی از امیدوار کننده ترین FETs تونل زنی در نظر گرفته می شود.
یک اتصال ناهمگن (HJ) در یک GNR به عنوان وسیله ای به منظور افزایش عملکرد FETs GNR معرفی شده است. یک نوع از این HJ TFET با ترکیب GNRs از عرض های مختلف در منطقه کانال به دست می آید و توانایی آن برای بهبود جریان حالت-روشن ( ) و نسبت جریان حالت-روشن / حالت-خاموش ( ) با انتخاب موقعیت های HJ مناسب نسبت به سورس مورد بررسی قرار گرفته است [۳۷]. نوع دیگری از HJ TFET مبتنی بر CNT نیمه استخراج شده است که در آن یک CNT نیمه فلزی به GNRs نیمه هادی متصل می شود. این به دستگاه هایی با سرعت بالا با اتلاف کم انرژی منجر می شود [۳۸]، [۳۹]. این تحقیقات نشان داد که ساختار HJ در بهبود عملکرد TFETs، با توجه به مشخصات بالقوه مدوله که ایجاد می کند مفید است و در طول حالت- ON، باعث افزایش (BTB) نرخ تونل زنی باند به باند در سراسر رابط سورس-کانال می شود. علاوه بر این، یک ساختار HJ، یک نقطه سوئیچینگ ناگهانی را فراهم می کند در حالی که نسبتا کم حفظ می کند. با این حال، عملکرد فیزیکی دقیق دستگاه GNR HJ TFET با مواد EG مختلف در منطقه HJ، و تفاوت بین مناطق نیمه هادی و نیمه فلزی HJ به صورت سیستماتیک بررسی نشده است.
در این راستا، ما ویژگی های انتقال TFETs GNR با نیمه هادی ناهمگن و GNRs نیمه فلزی را با عرض های روبان مناسب (WHJ) بررسی نمودیم. برای مورد نیمه هادی، اثر طول های HJ مختلف (LHJ) بررسی شده است. علاوه بر این، تاثیر پوشش گیت (GC) بر منطقه HJ بر عملکرد دستگاه GNR TFETs بررسی می شود. ما نشان می دهیم که منطقه HJ به شکل یک ساختار کوانتومی-خوب در واسطه سورس-کانال است و حالت تدریجی حاصل (QS)، جریان های تونل زنی BTB را افزایش می دهد تنوع در هر دو WHJ یا LHJ، سطح انرژی QS و از این رو مشخصات I-V برای GNR HJ TFETs را تغییر می دهد. علاوه بر این، مشاهده می کنیم که تونل زنی BTB در لبه گیت رخ می دهد، و قرار دادن لبه گیت با تنظیم GC مختلف روی منطقه HJ دارای اثر زیادی بر مشخصات I-V برای GNR HJ TFETs است. ما مکانیزم فیزیکی در ساختارهای HJ TFET را با مناطق نیمه هادی و نیمه فلزی HJ را مشخص می نماییم و نتایج ما ملاحظات طراحی مورد نیاز، از نظر پارامترهای هندسی و قرار دادن گیت، را برای بهینه سازی عملکرد GNR HJ TFETs برجسته می نماید و این نتایج می توانند به عنوان دستورالعمل های طراحی کلی برای HJ TFETs استفاده شوند.

 

 

بخشی از مقاله انگلیسی

Abstract

We present a computational study of the device performance of graphene nanoribbon tunneling field-effect transistors (TFETs) with a heterogeneous channel. By varying the length and the energy bandgap (EG) of the heterogeneous region, the ON- and OFF-state currents (ION and IOFF) can be effectively optimized independently. Both semiconducting and semimetallic heterogeneous regions are studied to understand the effects of EG engineering on device behaviors. In addition, the effect of gate coverage (GC) over the heterogeneous region is also investigated. We found that device performance is greatly affected by the positioning of the gate to modify the region where band-to-band tunneling occurs. For a given ION/IOFF of eight orders, our results show that, for the semiconducting heterojunction, a higher ION can be obtained by having the gate partially covering the heterogeneous region. This is due to a combination of a short tunneling length and resonant states, which leads to an increase in carrier concentration for the tunneling mechanism. On the other hand, for the semimetallic case, a similar ION/IOFF is only attainable when the heterogeneous region is not covered by the gate. A large IOFF is observed for even small GC due to the valence electrons from the source traveling to the conduction bands of the semimetallic region, enhancing the carrier transport toward the drain. Our study highlights the device design consideration required when optimizing the device performance of heterojunction TFETs.

I. INTRODUCTION

GRAPHENE is a 2-D zero energy bandgap (EG) material, whose carriers behave as massless fermions. Their energy dispersion near Fermi level is linear and can be approximated with the Dirac equation [1]. It exhibits many novel properties that are not observed in conventional materials, such as the Klein paradox in a p-n junction and the quantum spin Hall effect [2], [3], which can enable new functional devices. As both the electrons and the holes have similar electronic properties, graphene can be used for n- and p-type field-effect transistors (FETs) with similar performance. These unique characteristics make graphene a potential successor to silicon in nanoelectronic devices as silicon approaches its fundamental limitations with the continuing miniaturization of device sizes [4]. In particular, due to its single-layer structure and compatibility with complementary metal–oxide–semiconductor technology, graphene’s application in FETs has been experimentally demonstrated using graphene obtained by micromechanical cleavage of pyrolytic graphite [5]. While the absence of a sizable EG seriously restricts the potential of a graphene FET in digital applications [6]–[۱۰], a couple of novel functional devices exploiting other novel properties have been proposed. For example, the quantum reflective switch [11] based on the Klein paradox and the Veselago lens in graphene p-n junctions exploiting its electron-optic behaviors [12] have garnered much interest in the device community. Nevertheless, much research effort has been focused on exploring how to open a usable EG in graphene, such as by breaking the sublattice symmetry and by chemical functionalization [13], [14]. Among these methods, the reduction in dimensionality in graphene nanostructures, for example, carbon nanotubes (CNTs) and graphene nanoribbons (GNRs), has been found to be an effective way to induce EG [15], [16]. For GNRs, the value of EG is dependent on the ribbon width and is highly sensitive to an external stimulus, such as strain and electric field. As a result, GNRs enable a wide spectrum of tunable electronic devices [15]–[۱۹]. From the device community, the current–voltage (I–V ) characteristics of various graphene nanostructures have been reported [20]–[۲۲] with promising potentials in FET applications. Although device performance of such fabricated FETs will be adversely affected by edge roughness [23], [24], GNR FETs are still considered as one of the most promising tunneling FETs (TFETs) [25]–[۳۶] due to their low tunneling mass, direct bandgap, and compatibility with planar processing. A heterogeneous junction (HJ) in a GNR has been introduced as a means to enhance the performance of GNR FETs. One such type of HJ TFET is by combining GNRs of different widths in the channel region, and its ability to improve the ON-state current (ION) and the ON-state/OFF-state current ratio (ION/IOFF) by choosing the appropriate HJ positions relative to the source has been investigated [37]. Another type of HJ TFET is based on a partially unzipped CNT, where a semimetallic CNT is connected to semiconducting GNRs. This results in high-speed devices with low energy dissipation [38], [39]. These investigations demonstrated that an HJ structure is useful in improving the performance of TFETs, owing to the modulated potential profile it creates, which enhances the band-to-band (BTB) tunneling rate across the source–channel interface during the ON-state. Additionally, an HJ structure provides a more abrupt switching point while maintaining a relatively low IOFF. However, the detailed device physics of the GNR HJ TFET with different EG materials at the HJ region, and the difference between semiconducting and semimetallic HJ regions has not been systematically investigated. Toward this end, we investigate the transfer characteristics of GNR TFETs with heterogeneous semiconducting and semimetallic GNRs with appropriate ribbon widths (WHJ). For the semiconducting case, the effect of different HJ lengths (LHJ) is also investigated. In addition, the influence of gate coverage (GC) over the HJ region on the device performance of GNR TFETs is explored. We demonstrate that the HJ region forms a quantum-well structure at the source–channel interface, and the resultant quantized state (QS) enhances the BTB tunneling currents. Variation in either WHJ or LHJ changes the energy level of the QS, and hence the I–V characteristics of GNR HJ TFETs. Furthermore, we observe that BTB tunneling occurs at the gate edge, and the placement of the gate edge by adjusting the different GC over the HJ region has a great effect on the I–V characteristics of the GNR HJ TFETs. We clarify the physical mechanism in the HJ TFET structures with semiconducting and semimetallic HJ regions, and our results highlight the design considerations required, in terms of geometrical parameters and gate placement, to optimize the performance of GNR HJ TFETs, and these results can be used as general design guidelines for HJ TFETs.

 

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید مقالات هانیرسی
عنوان فارسی مقاله:

ترانزیستورهای اثر-میدانی تونل زنی نامقالات هانیوبان گرافن با یک نیمه هادی و کانال نیمه فلزی ناهمگون

عنوان انگلیسی مقاله:

Graphene Nanoribbon Tunneling Field-Effect Transistors With a Semiconducting and a Semimetallic Heterojunction Channel

 
دانلود رایگان مقاله انگلیسی 
 
دانلود رایگان ترجمه مقاله 
 
خرید ترجمه این مقاله با فرمت ورد
 
جستجوی ترجمه مقالات مهندسی برق
 

 

نوشته دانلود رایگان ترجمه مقاله ترانزیستورهای اثر میدانی تونل زنی نانونوار گرافنی با یک کانال ناهمگن نیمه فلزی – IEEE 2012 اولین بار در مقالات هانی پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

دانلود رایگان ترجمه مقاله iLAND میان افزار بهبود یافته برای تنظیم مجدد سیستم های زمان واقعی – IEEE 2013

چکیده 

سیستم های تعبیه شده شبکه بندی شده آینده, عمیقاً پیچیده هستند و در محیطی ترکیب می شوند که تحت نظارت قرار می گیرند. آنها باید به رویدادهای کاربر و محیط واکنش نشان دهند و این کار به اصلاح ساختار آنها برای رفع و رجوع وضعیت های در حال تغییر نیاز دارد. در تعدادی از حوزه ها از جمله محیط های صنعتی, این اصلاح ساختار سیستم باید در زمان واقعی رخ دهد. این یک مسئله سخت است که به راه حل های الگودار و جدید مرتبط با دانش از حوزه ها برای ساخت یک میان افزار برای میسر نمودن تعامل زمان واقعی بین گره ها نیاز خواهد داشت که پیکربندی دوباره زمان-محدود را ایجاب می نماید. برای حمایت از زمان-واقعی, این میان افزار باید به طور عمودی به روشی مدولار از سطوح شبکه و سیستم عامل تا نرم افزار کاربردی و خط مشی های زمان واقعی برای دستیابی به رفتار محدود-در زمان معماری شود. این مقاله, یک میان افزار را ارائه می دهد که به این مشخصات حمایت کننده از پیکربندی دوباره به موقع در سیستم های زمان-واقعی توزیع شده بر اساس خدمات می پردازد. نتایج آزمایشی برای اعتبارسنجی میان افزار در یک نمونه اولیه ویدئوی مقیاس-کوچک واقعی نشان داده می شوند.

I. مقدمه
محیط های محاسباتی کنونی در حال تبدیل شدن به زیرساخت های پیچیده ای هستند که شامل مجموعه های متعددی از گره ها با ماهیت ناهمگون می شوند که یک ابر از نقاط پردازش را تشکیل می دهند. این گره ها, حس, پردازش, تحریک و تولید اطلاعات را برای اپراتورهای انسانی و/یا برای دیگر گره ها و سیستم های فرعی انجام می دهند. اطلاعات ضبط شده در بخش های مختلف سیستم پیچیده می توانند پردازش شوند و در زمان واقعی به نقاط از راه دور دیگر برای پردازش بیشتر آن تحویل داده شوند و نتایج مورد نیاز را به موقع تولید نمایند. برای نمونه, مورد یک سیستم نظارت ویدئویی پیچیده را با تحلیل محتوا برای نظارت بر فرآیندهای صنعتی در محیط های خصمانه در نظر بگیرید که هیچ اپراتور انسانی در آن وجود ندارد. در آینده نزدیک, انتظار می رود این زیرساخت ها, پردازش متقابل حجم زیادی از اطلاعات را در زمان واقعی انجام دهند.
برای میسر نمودن وجود محیط های محاسباتی پیچیده, یک رویکرد انعطاف پذیر برای طراحی, توسعه و قابلیت داخلی آنها مورد نیاز است. یک روش طبیعی برای این کار, میسر نمودن تعامل قسمت هیا فرعی به روشی تجزیه شده است. پیش بینی احتمالات محدودکننده دیگر (همانند توسعه یکنواخت) واقعاً با فناوری کنونی و در زمینه ای که احتمالات حوزه کاربرد و تقاضاهای کاربر به سرعت در بازار پدیدار می شوند سخت است.
معرفی راه حل های تعاملی گسسته, بخشی از مسئله را حل خواهد کرد, اما چالش های دیگر مرتبط با امنیت, پردازش اطلاعات توزیع شده, سنکرون سازی و دقت و غیره را به همراه خواهد آورد. به طور دقیق, عملیات زمان-واقعی چنین زیرساخت های پیچیده ای, یکی از چالش های کلیدی خواهد بود که باید از دیدگاه چندحوزه ای رفع و رجوع شود.
در حال حاضر, یک روند واضح, حمایت از پیکربندی دوباره سیستم به عنوان بخشی از دینامیک این محیط های پیچیده است. یک پیکربندی دوباره بر گذار بین دو حالت مختلف سیستم متکی است. تعدادی از رویدادها را می توان از طریق سیستمی تولید نمود که به واکنش به موقع برای رفع و رجوع وضعیت های خواسته یا ناخواسته نیاز دارد (کاربرد تعریف شده). زیرساخت (یعنی, گره ها و اتصالات آنها) باید اجرا و حتی لینک های گره را برای هدایت رویدادهای جدید تطبیق دهند و پاسخی صحیح به حالت جدید سیستم ارائه دهند.
با در نظر داشتن این مسئله چالش آور, ما دیدگاهی را نسبت به پیکربندی دوباره زمان-واقعی از نقطه نظر سطح سیستم توصیف می کنیم که معماری میان افزار توسعه یافته در پروژه iLAND ارائه می دهد؛ این یک راه حل مستقل از سیستم عامل برای حمایت از عملیات و پیکربندی دوباره زمان-محدود در سیستم های زمان-واقعی نرم توزیع شده خدمات-گراست. این معماری, مجموعه ای از مولفه ها و منطق مرتبط را برای فراهم نمودن تضمین های معین-زمانی تعریف می کند. راه حل های مدرن با الگوریتم ها و مکانیزم های قبلی برای حمایت از پیکربندی مجدد زمان-محدود ادغام نمی شوند. آنها: ۱) بر تکنیک های قابلیت درست کردن خدمات در سطح برنامه تمرکز می کنند که در مورد مشخصات زمان واقعی کاری انجام نمی دهند یا ۲) زمانی که سیستم های زمان واقعی مد نظر هستند, آنها عمدتاً با زمانبندی پردازنده سطح-پایین بدون ملاحظه واقع گرایانه از موضوعات توزیع سرو کار دارند.
این مقاله با توصیف مسئله در بخش II آغاز می شود. بخش II, کار مرتبط, بخش IV, توصیف مفهوم پیکربندی زمان واقعی و مدل برنامه؛ بخش V, معماری iLAND, بخش VI اعتباردهی آن در یک برنامه نظارت ویدئویی صنعتی مقیاس-کوچک و بخش VII نتیجه گیری این مقاله را ارائه می دهند.

 

ادامه‌ی پست

دانلود رایگان ترجمه مقاله مدل تابشی گرای ماژول های فتوولتائیک با محیط Matlab / Simulink – الزویر ۲۰۱۰

Abstract

This paper presents a novel model of photovoltaic (PV) module which is implemented and analyzed using Matlab/Simulink software package. Taking the effect of sunlight irradiance on the cell temperature, the proposed model takes ambient temperature as reference input and uses the solar insolation as a unique varying parameter. The cell temperature is then explicitly affected by the sunlight intensity. The output current and power characteristics are simulated and analyzed using the proposed PV model. The model verification has been confirmed through an experimental measurement. The impact of solar irradiation on cell temperature makes the output characteristic more practical. In addition, the insolation-oriented PV model enables the dynamics of PV power system to be analyzed and optimized more easily by applying the environmental parameters of ambient temperature and solar irradiance.

۱٫ Introduction

Nowadays, people are much concerned with the fossil fuel consumed at the present high rate as well as the environmental damage caused by the conventional power generation. Renewable energy resources will play a significant role in the world energy supply in the upcoming future. Among the renewable energy resources, solar energy is the most essential and prerequisite resource of sustainable energy because of its ubiquity, abundance, and sustainability. Regardless of the intermittency of sunlight, solar energy is widely available and completely free of cost. Recently, photovoltaic (PV) system is well recognized and widely utilized to convert the solar energy for electric power applications. It can generate direct current (DC) electricity without environmental impact and emission by way of solar radiation. Being a semiconductor device, the PV system is static, quite, and free of moving parts. These characteristics make it need very small operation and maintenance costs. PV cell represents the fundamental conversion unit of a PV power generator system. Solar insolation, PV’s cell temperature and operating voltage strongly influence the output current and power characteristics of PV. With nonlinear characteristics, PV model is first built to design the maximum power point tracker (MPPT) for PV system applications. Many mathematical PV models for in computer simulation have been built for over the past three decades (Angrist, 1982; Tsai et al., 2008). These models elaborately describe the output characteristics mainly affected by the solar insolation, cell temperature, and load voltage. In fact, the infrared (IR) region of the solar spectrum with about 42% solar energy generates waste heat and contributes to the increase of operating temperature in conventional semiconductor- based solar cells. The cell temperature is mainly dependent on the irradiance intensity and ambient temperature (Messenger and Ventre, 2000). In addition, the increase in irradiance would enhance the photocurrent but results in additional temperature degradation of PV current and power outputs (Patel, 1999). The previous work (Tsai et al., 2008) found that all PV models are built without considering the effect of sunlight intensity on cell temperature. This motivates me to develop a sunlight intensity-oriented PV model by taking the insolation effect on cell temperature into consideration. Recently, a number of powerful component-based electronics simulation software packages, such as SPICE and Matlab/Simulink, have become popular in the design and development of power electronics applications. A solar cell library that was new in R2008b is in SimElectronics 1.3 toolbox of Simulink. However, these models implemented by SPICE and Matlab/Simulink are not suitable for real applications because that they do not consider the effect of sunlight intensity on cell temperature. To integrate PV models with the wind turbine models in Matlab/ Simulink SimPowerSystem tool is more suitable for analysis and design of renewable power system. Based on the generalized PV model (Tsai et al., 2008), this paper further implements a novel PV model by directly taking the effect of sunlight intensity on cell temperature. The main contribution of this paper is the implementation of an insolation-oriented PV model, which can justify the user’s strategy of MPPT algorithm by taking account of the sunlight insolation effect on the cell temperature. The verification of the proposed PV model has bee confirmed by conducting a series of measurement through an experimental rig.

 

ادامه‌ی پست

دانلود رایگان ترجمه مقاله کمینه سازی مدارهای ترکیبی سه بعدی CNTFET با خنثی سازی تکنیک لیترال – اسپرینگر ۲۰۱۴

Abstract

A multi-threshold design can be achieved by employing carbon nanotubes (CNTs) with different diameters, as the threshold voltage of the carbon nanotube field effect transistor (CNTFET) depends on the diameter of the CNT. In this paper, this feature is exploited to design ternary logic circuits for achieving improved performance. We presented new design for CNTFET-based ternary combinational circuits such as half adder, full adder, half subtractor, full subtractor and comparator using negation of literals technique. Extensive simulation results using Synopsis HSPICE simulator demonstrate that using new technique 5–۱۴۵ times improvement in power delay product can be achieved with reduced gate count compared to the existing ternary–binary combinational gate design.

۱ Introduction

Multi-valued logic replaces the classical Boolean characterization of variables with either finitely or infinitely many values such as ternary logic [1] or fuzzy logic, since it reduces the number of signals involved in the communication increasing their information content, thereby reducing complexity of interconnects and chip area [2–۴]. Ultimate goal of using multi-valued logic over binary logic is that (i) Chip area can be reduced by transmitting more MVL information through each wire than binary (ii) Complexity of the circuit may be decreased since each MVL element can process more information than binary element and (iii) speed of serial information transmission can be faster since the transmitted information p.u time is increased. Ternary circuits may be of more theoretical significance than other MVL logics as (i) 3 is the smaller radix greater than binary and ternary functions and circuits have the simpler form and construction, (ii) the product of radix and the number of signals have impact on the cost or complexity of MVL circuits, ternary circuits will be more economical, (iii) the same hardware of balanced ternary logic (1, 0, −۱) is used for addition and subtraction, and (iv) 3 is not an integral power of 2, research on ternary logic may reveal design techniques that are overlooked in the study of binary or other MVL logic. By employing ternary logic, serial and serial parallel arithmetic operations can be carried out faster. In many cases, MVL logic has been combined with binary logic to enhance the performance of CMOS technologies [5]. Three kinds of MVL circuits are current-mode, voltage-mode and mixedmode or hybrid mode. Several current-mode MVL circuits have been fabricated which show better performances compared to binary circuits [6–۸]. But the power consumption of current mode circuits is high due to their inherent nature of constant current flow during the operation. Voltage mode circuits consume a large current only during the logic level switching, thus offering less power consumption. The multi-valued logic design by itself is not enough in nanotechnology for speed of power improvements needed in digital systems, as a result new devices and circuits have been explored to replace silicon in nanoscale transistors. Among all, CNTFET is a promising alternative to replace conventional devices for low power and high performance design, due to its ballistic transport and low off current properties [9–۱۳]. The multi-threshold design depends on the transistor body effects that apply different bias voltages to the bulk terminal of the transistors. As the threshold voltage of a CNTFET is determined by the CNT diameter, a multi-threshold design can be achieved by employing CNTs with different diameters in the CNTFET model. The scope of this paper is to implement novel multi-valued logic design based on multi-threshold CNTFETs to explore the possibilities and advantages in realizing CNTFET circuits with reduced T-gates by employing negation of literals technique. In this paper, new design for CNTFET combinational circuits is proposed, described and assessed. Extensive simulation results using Synopsys HSPICE simulator demonstrate significant advantages of proposed design in terms of speed and power consumption compared with existing multi-valued logic design.

 

ادامه‌ی پست

دانلود رایگان ترجمه مقاله روش غربالگری غیر خطی برای حذف نویز نمک و فلفل با روش مبتنی بر منطق فازی – IEEE 2011

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید مقالات هانیرسی
عنوان فارسی مقاله:

یک روش حذف نویز تصویر غیر خطی برای حذف نویز نمک و فلفل با استفاده از رویکرد مبتنی بر منطق فازی

عنوان انگلیسی مقاله:

A Non-Linear Image Denoising Method for Salt-&- Pepper Noise Removal using Fuzzy-Based Approach

 
دانلود رایگان مقاله انگلیسی 
 
دانلود رایگان ترجمه مقاله 
 
خرید ترجمه این مقاله با فرمت ورد
 
جستجوی ترجمه مقالات مهندسی کامپیوتر
 

 

مشخصات مقاله انگلیسی (PDF)
سال انتشار ۲۰۱۱
تعداد صفحات مقاله انگلیسی ۵ صفحه با فرمت pdf
رشته های مرتبط با این مقاله مهندسی کامپیوتر
گرایش های مرتبط با این مقاله مهندسی نرم افزار
چاپ شده در مجله (ژورنال) کنفرانس بین المللی پردازش اطلاعات تصویر – International Conference on Image Information Processing
کلمات کلیدی الگوریتم فازی مبتنی بر تصمیم گیری، نویز ضربه، فیلتر میانه، نویز نمک و فلفل
ارائه شده از دانشگاه مرکز فناوری اطلاعات و مهندسی، دانشگاه Manonmaniam Sundaranar، هند
رفرنس دارد  
کد محصول F1008
نشریه آی تریپل ای – IEEE

 

مشخصات و وضعیت مقالات هانیرسی این مقاله (Word)
وضعیت ترجمه انجام شده و آماده دانلود
تعداد صفحات ترجمه تایپ شده با فرمت ورد با قابلیت ویرایش  ۱۱ صفحه با فونت ۱۴ B Nazanin
ترجمه عناوین تصاویر و جداول ترجمه شده است 
ترجمه متون داخل تصاویر ترجمه نشده است 
ترجمه متون داخل جداول ترجمه نشده است 
درج تصاویر در فایل ترجمه درج شده است 
درج جداول در فایل ترجمه درج شده است 
درج فرمولها و محاسبات در فایل ترجمه  به صورت عکس درج شده است
منابع داخل متن به صورت عدد درج شده است  
کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله متوسط میباشد 

 

فهرست مطالب
چکیده
۱٫ مقدمه
۲٫ الگوریتم پیشنهادی (IFBDA)
۳٫ نتایج و بحث
۴٫ نتیجه گیری
 

 

بخشی از ترجمه

چکیده
این مقاله الگوریتم تصمیم گیری بهبودیافته مبتنی بر منطق فازی (IFBDA) را برای ترمیم تصاویری که به شدت توسط نویز نمک و فلفل خراب شده اند پیشنهاد می کند. این الگوریتم جدید از نسخه اصلاح شده فاز تشخیص FBDA برای رسیدن به کیفیت تصویر بهتر نسبت به الگوریتم موجود بهره گیری می نماید. الگوریتم پیشنهادی نتیجه بهتر از فیلتر مبتنی بر منطق فازی متعارف پیشرفته و دیگر غیر خطی تولید می کند. تصاویر مختلف با استفاده از الگوریتم پیشنهادی (IFBDA) آزمایش می شوند و برای تولید بهتر مقادیر نسبت پیک-سیگنال به نویز (PSNR)، شاخص شباهت ساختاری (SSIM) ، ضریب تقویت تصویر (IEF) و شاخص کیفیت تصویر (IQI) استفاده می شوند.

۱٫ مقدمه
دو نوع معمول از نویز ضربه, نویز نمک و فلفل و نویز با مقدار-تصادفی هستند. برای تصاویر خراب شده توسط نویز نمک و فلفل، پیکسل های پر نویز تنها می توانند حداکثر و حداقل مقادیر را در محدوده دینامیکی بگیرند. بنابراین، کیفیت تصویر به شدت کاهش می یابد و باعث از دست رفتن برخی از اطلاعات می شود. فیلترهای خطی مختلف در نوشته ها برای حذف نویز ارائه شده اند، اما این فیلترها دارای یک نقطه ضعف هستند که آنها می توانند تصویر جدی مات را حتی در چگالی کم نویز [۵] تولید کنند. در نتیجه، به دلیل عملکرد بسیار بهبود یافته فیلترینگ آنها در شرایط میرایی نویز ضربه, فیلترهای غیر خطی به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرند. به دلیل قدرت حذف نویز خوب و بازده محاسباتی, فیلتر میانه, زمانی, محبوب ترین فیلتر غیر خطی برای از بین بردن نویز ضربه بود [۲] [۷]. با توجه به اثربخشی آن در حذف نویز و سادگی در پیاده سازی، تغییرات مختلف SMF معرفی شده اند، مانند میانه وزنی (WM) [2] فیلتر فیلتر و مرکز وزنی (CWM) [10]. اشکال عمده SMF اینست که این فیلتر فقط برای چگالی های نویزی کم موثر است و به علاوه نمایشگر ماتی است اگر اندازه پنجره بزرگ باشد. این امر منجر به حذف نویز کافی می شود اگر اندازه پنجره کوچک [۱۴] باشد. یک راه حل بصری برای غلبه بر این مشکل, اجرای یک مکانیزم تشخیص ضربه-نویز قبل از فیلتر کردن است. برای این کار، فیلتر سوییچینگهای میانه [۴] [۱۳] [۱۷] [۱۸] را می توان استفاده نمود که بهبود عملکرد قابل توجه را در مقایسه با هر روش پیشرفته موجود دیگر برای حذف نویز ضربه را ارائه می دهد.
در فیلتر سوییچینگهای میانه، مکانیزم تشخیص نویز گنجانیده می شود به طوری که تنها پیکسل های شناسایی شده به عنوان “خراب” تحت فرآیند فیلترینگ قرار می گیرند، در حالی که پیکسل های شناسایی شده به عنوان “غیرخراب” سالم و دست نخورده باقی خواهد ماند. فیلترهای غیر خطی مانند فیلتر میانه تطبیقی (AMF) [6] را می توان برای تمایز قائل شدن میان پیکسل های خراب و غیرخراب استفاده نمود و پس از آن روش فیلتر کردن را اعمال نمود. پیکسل های پر نویز توسط مقدار میانه جایگزین خواهند شد و پیکسل های غیرخراب بدون تغییر باقی خواهند ماند. AMF به خوبی در چگالی های کم نویز عمل می کند, زیرا پیکسل های خراب که توسط مقادیر میانه جایگزین می شوند بسیار اندک هستند. اشکال عمده این روش این است که تعریف یک معیار تصمیم گیری قوی دشوار است. این فیلترها, ویژگی های محلی را که در نتیجه آنها, جزئیات لبه ممکن است به طور رضایت بخش قابل بازیابی نباشند، در نظر نمی گیرند, به ویژه هنگامی که نویز بالا است.
Chan و همکاران [۳], یک الگوریتم برای غلبه بر این مشکل را پیشنهاد نمود که متشکل از دو مرحله است. مرحله, طبقه بندی پیکسل های خراب و غیرخراب با استفاده از AMF است و در مرحله دوم، روش تنظیم برای پیکسل های خراب به منظور حفظ لبه ها و حذف نویز استفاده می شود. اشکال این روش این است که برای نویز ضربه بالا، این فیلتر به اندازه پنجره بزرگ ۳۹ × ۳۹ نیاز دارد و علاوه بر این به مدارات مجتمع برای اجرا و تعیین ضریب صاف کردن β به منظور رسیدن به نتایج خوب [۳] نیاز دارد.
Srinivasan and Ebenezer [16] یک الگوریتم کارآمد مبتنی بر تصمیم گیری (EDBA) را پیشنهاد دادند که در آن پیکسل های خراب شده توسط هر پیکسل میانه و یا پیکسل همسایه با استفاده از یک اندازه پنجره ثابت ۳ × ۳ و در نتیجه زمان پردازش کمتر و حفظ لبه خوب جایگزین می شوند. اگر چه فیلتر EDBA [16] نتایج امیدوارکننده را نشان داد، و یک انتقال راحت بین پیکسل ها از دست رفت و منجر به تنزل در کیفیت بصری تصویر به شکل مصنوعات خطی شد، زیرا تنها همسایگی سمت چپ آخرین مقدار پردازش شده را در نظر می گیرد.
برای غلبه بر این مشکل, Madhu و همکاران [۱۱] [۱۲] یک الگوریتم بهبودیافته مبتنی بر-تصمیم گیری (IDBA) را پیشنهاد دادند که در آن پیکسل های خراب را می توان یا با پیکسل میانه یا توسط میانگین پیکسل های پردازش شده در همسایگی تعویض نمود که منجر به انتقال آرام بین پیکسل ها با حفظ لبه و کیفیت بصری بهتر می شود. اشکال این روش این است که در مورد نویز ضربه با چگالی بالا ، اندازه پنجره ثابت ۳ × ۳ به تخریب کیفیت تصویر با توجه به حضور پیکسل های خراب در همسایگی منجر می شود.
برای پرداختن به چگالی نویز بالا، یک فیلتر میانه سوئیچینگ نرم تطبیقی نویز (NASM) در [۴] پیشنهاد شد که متشکل از یک فرآیند تشخیص نویز سوئیچینگ نرم سه سطحی سلسله مراتبی می شود. NASM به یک عملکرد نسبتاً قوی در از بین بردن نویز ضربه می رسد، در حالی که جزئیات سیگنال در سراسر طیف گسترده ای از چگالی های نویز حفظ می کند. با این حال، کیفیت تصویر بهبودیافته, زمانی که چگالی نویز بیش از ۵۰٪ است, به طور قابل توجهی تخریب می شود. برای غلبه بر تخریب عملکرد در چگالی نویز بالاتر، یک روش جدید کارآمد به نامBDND [13] معرفی می شود و نتایج بهتر نشان داده شده است. اما در چگالی نویز بالا، BDND, سوء تشخیص بالاتر و نرخ هشدار غلط (در نویز تصادفی) را نشان می دهد. در نتیجه، نمی تواند جزئیات لبه تصویر بهبودیافته را حفظ کند و کیفیت تصویر بازسازی یافته کاهش می یابد. اشکال اصلی فیلترهای سوییچینگ میانه مانند BDND اینست که در مورد نویزهای ضربه چگالی-بالا، هنوز هم یک احتمال برای ارائه خوب پیکسل های خراب شده در پنجره انتخاب شده برای شرکت در فرآیند فیلتر کردن وجود دارد که ممکن است به تخریب کیفیت تصویر منجر شود.
مشکل دیگر فیلتر سوییچینگ BDND اینست که ابتدا از یک اندازه پنجره ۲۱ × ۲۱ برای تشخیص این مورد استفاده می کند که آیا یک پیکسل خراب شده است و یا نه و دوباره یک تکرار دوم بر روی یک اندازه پنجره کاهش یافته ۳ × ۳ از همان مجموعه از مراحل برای کاهش طبقه بندی نادرست پیکسل ها انجام می شود. فرایند واقعی فیلترینگ پس از دو سطح تکرار آغاز می شود. در نتیجه، الگوریتم BDND مقدار زیادی از زمان را مصرف می کند.
به منظور غلبه بر اشکالات فیلترهای بالا، Madhu و همکاران [۱۷] یک الگوریتم جدید تصمیم گیری مبتنی بر منطق فازی (FBDA) را برای از بین بردن نویز ضربه در محدوده وسیعی از چگالی های نویز پیشنهاد نمودند, به ویژه برای نویز ضربه بالا. FBDA یک فیلتر سوییچینگ بهبودیافته مبتنی بر منطق فازی میانهاست که در آن فیلترینگ تنها برای پیکسل های خراب شده در تصویر اعمال می شود در حالی که پیکسل های خالص بدون تغییر باقی می مانند. آنچه FBDA را متفاوت از دیگر فیلترهای سوییچینگ میانه مانند BDND می سازد اینست که در طول زمان فرایند فیلترینگ FBDA, تنها پیکسل های خالص در پنجره انتخاب شده را بر اساس یک مقدار فاصله عضویت فازی انتخاب می کند. بنابراین، مزیت FBDA این است که دارای قدرت تشخیص نویز و قدرت حذف پیکسل های خراب شده در طول فرایند فیلترینگ است. یکی دیگر از مزیت های FBDA اینست که تنها یک سطح از تکرار را برای تشخیص این مورد استفاده می کند که آیا یک پیکسل خراب است و یا خیر و از یک اندازه پنجره ثابت ۳ × ۳ یا ۵ × ۵ (بر اساس چگالی نویز) برای هر دو تشخیص نویز و فرآیند فیلتر استفاده می کند. اشکال FBDA اینست که به نتایج بهتر برای چگالی کم نویز منجر نمی شود به دلیل این واقعیت که قانون استفاده شده برای تصمیم گیری در مورد اینکه آیا یک پیکسل خراب شده است و یا خیر, پیکسل های خاص را به صورت پیکسل های پر نویز درست طبقه بندی نمی کند. برای چگالی های نویز بالا، این قانون به درستی پیکسل های پر نویز را طبقه بندی می کند و نتایج فیلترشده بسیار امیدوار کننده هستند. در این کار, ما قاعده تشخیص نویز را برای رسیدن به یک روش FBDA بهبود یافته (IFBDA) اصلاح نموده ایم که به خوبی در هر دو چگالی نویزی کم و بالا کار می کند.

 

 

بخشی از مقاله انگلیسی

Abstract 

The paper proposes an Improved Fuzzy-Based Decision Algorithm (IFBDA) for the restoration of images that are highly corrupted by Salt-and-Pepper noise. The new algorithm utilizes a modified version of the detection phase of FBDA to get better image quality than the existing algorithm. The proposed algorithm produces better result than the conventional and other advanced fuzzy-based non-linear filters. Different images have been tested by using the proposed algorithm (IFBDA) and found to produce better Peak-Signal-toNoise Ratio (PSNR), Structural Similarity Index (SSIM), Image Enhancement Factor (IEF) and Image Quality Index (IQI) values.

I. INTRODUCTION

Two common types of impulse noise are the salt-andpepper noise and the random-valued noise. For images corrupted by salt-and-pepper noise, the noisy pixels can take only the maximum and the minimum values in the dynamic range. Thus, it could severely degrade the image quality and cause some loss of information. Various linear filters have been proposed in the literature for noise removal, but those have a drawback that they could produce serious image blurring even in low noise density [5]. Consequently, nonlinear filters have been widely exploited due to their much improved filtering performance in terms of impulse noise attenuation. The median filter was once the most popular nonlinear filter for removing impulse noise because of its good denoising power and computational efficiency [2] [7]. Due to its effectiveness in noise suppression and simplicity in implementation, various modifications of the SMF have been introduced, such as the weighted median (WM) [2] filter and the center weighted (CWM) [10] filter. The major drawback of the SMF is that the filter is effective only for low noise densities and additionally, exhibits blurring if the window size is large. This leads to insufficient noise suppression if the window size is small [14]. An intuitive solution to overcome this problem is to implement an impulse-noise detection mechanism prior to filtering. For this, switching median filters [4] [13] [17] [18] can be used, which gives significant performance improvement compared to any other existing advanced methods for impulse noise removal. In switching median filters, a noise detection mechanism has been incorporated so that only those pixels identified as “corrupted” would undergo the filtering process, while those identified as “uncorrupted” would remain intact. Nonlinear filters such as adaptive median filter (AMF) [6] can be used for discriminating corrupted and uncorrupted pixels and then apply the filtering technique. Noisy pixels will be replaced by the median value, and uncorrupted pixels will be left unchanged. AMF performs well at low noise densities since the corrupted pixels that are replaced by the median values are very few. The major drawback of this method is that defining a robust decision measure is difficult. These filters will not take into account the local features as a result of which edge details may not be recovered satisfactorily, especially when the noise is high. Chan et al. [3] proposed an algorithm to overcome this problem, which consists of two stages. The first stage is to classify the corrupted and uncorrupted pixels by using AMF, and in the second stage, regularization method is applied to the corrupted pixels to preserve edges and suppress noise. The drawback of this method is that for high impulse noise, it requires large window size of 39 × ۳۹ and additionally requires complex circuitry for the implementation and determination of smoothing factor β to get good results [3]. Srinivasan and Ebenezer [16] proposed an efficient decision-based algorithm (EDBA) in which the corrupted pixels are replaced by either the median pixel or neighborhood pixel by using a fixed window size of 3 × ۳ resulting in lower processing time and good edge preservation. Although EDBA filter [16] showed promising results, a smooth transition between the pixels is lost leading to degradation in the visual quality of the image in the form of line artifacts, since it only considers the left neighborhood from the last processed value. To overcome this problem Madhu et al. [11] [12] proposed an improved decision-based algorithm (IDBA) in which corrupted pixels can be replaced either by the median pixel or, by the mean of processed pixels in the neighborhood, which results in a smooth transition between the pixels with edge preservation and better visual quality. The drawback of this method is that in the case of high-density impulse noise, the fixed window size of 3 × ۳ will result in image quality degradation due to the presence of corrupted pixels in the neighborhood. To address high noise density, a noise adaptive soft switching median (NASM) filter was proposed in [4], which consists of a three-level hierarchical soft-switching noise detection process. The NASM achieves a fairly robust performance in removing impulse noise, while preserving signal details across a wide range of noise densities. However, the quality of the recovered image becomes significantly degraded when noise density is greater than 50%. To overcome performance degradation at higher noise density, a new efficient method called BDND [13] has been introduced and it has shown better results. But at high noise density, BDND shows higher misdetection and false alarm rate (at random noise). Consequently, it could not preserve the edge details of the recovered image and the quality of the restored image is reduced. The main drawback of switching median filters like BDND is that in the case of high-density impulse noises, there is still a chance for good representation of the corrupted pixels in the selected window to take part in the filtering process, which may lead to the degradation of image quality. Another drawback of BDND switching filter is that it first uses a window size of 21 × ۲۱ to detect whether a pixel is corrupted or not and again a second iteration is performed on a reduced window size of 3 × ۳ with same set of steps to reduce the misclassification of pixels. Actual filtering process begins after the two levels of iterations. Consequently, BDND algorithm consumes a lot of time. In order to overcome the drawbacks of the above filters, Madhu et. al [17] proposed a new fuzzy-based decision algorithm (FBDA) for removing impulse noise at a wide range of noise densities, especially for high impulse noise. FBDA is an improved fuzzy-based switching median filter in which the filtering is applied only to corrupted pixels in the image while the uncorrupted pixels are left unchanged. What makes FBDA different from other switching median filters such as BDND is that during the time of filtering process FBDA selects only uncorrupted pixels in the selected window based on a fuzzy distance membership value. Thus, the advantage of FBDA is that it has both the noise detection power and the power of eliminating corrupted pixels during the filtering process. Another advantage of FBDA is that it uses only one level of iteration to detect whether a pixel is corrupted or not and it uses a fixed window size of 3 × ۳ or 5 × ۵ (based on the noise density) for both the noise detection and the filtering process. The drawback of FBDA is that it doesn’t give better results for low noise densities because of the fact that the rule used for deciding whether a pixel is corrupted or not will misclassify certain pixels as noisy pixels. For high noise densities, the rule will correctly classify noisy pixels and the filtered results are very promising. In this work we have modified the noise detection rule to get an improved FBDA method (IFBDA) which works well in both low and high noise densities.

 

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید مقالات هانیرسی
عنوان فارسی مقاله:

یک روش حذف نویز تصویر غیر خطی برای حذف نویز نمک و فلفل با استفاده از رویکرد مبتنی بر منطق فازی

عنوان انگلیسی مقاله:

A Non-Linear Image Denoising Method for Salt-&- Pepper Noise Removal using Fuzzy-Based Approach

 
دانلود رایگان مقاله انگلیسی 
 
دانلود رایگان ترجمه مقاله 
 
خرید ترجمه این مقاله با فرمت ورد
 
جستجوی ترجمه مقالات مهندسی کامپیوتر
 

 

نوشته دانلود رایگان ترجمه مقاله روش غربالگری غیر خطی برای حذف نویز نمک و فلفل با روش مبتنی بر منطق فازی – IEEE 2011 اولین بار در مقالات هانی پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

دانلود رایگان ترجمه مقاله کاربرد فرایند سلسله مراتبی تحلیلی در اولویت بندی شاخص های پایداری شهری – Sage 2013

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید مقالات هانیرسی
عنوان فارسی مقاله:

استفاده از روند سلسله مراتبی تحلیلی در اولویت بندی شاخص های پایداری شهری

عنوان انگلیسی مقاله:

Analytical Hierarchy Process Application in Urban Sustainability Indicators Prioritization

 
دانلود رایگان مقاله انگلیسی 
 
دانلود رایگان ترجمه مقاله 
 
خرید ترجمه این مقاله با فرمت ورد
 
جستجوی ترجمه مقالات شهرسازی
 

 

مشخصات مقاله انگلیسی (PDF)
سال انتشار ۲۰۱۳
تعداد صفحات مقاله انگلیسی ۵ صفحه با فرمت pdf
رشته های مرتبط با این مقاله شهرسازی
گرایش های مرتبط با این مقاله طراحی شهری و مدیریت شهری
چاپ شده در مجله (ژورنال) منابع و محیط زیست – Resources and Environment
کلمات کلیدی شاخص ها، شهری، ای اچ پی، رتبه بندی، پایداری
ارائه شده از دانشگاه گروه مهندسی شیمی، دانشکده مهندسی شیمی، دانشگاه تکنولوژی مالزی
رفرنس دارد 
کد محصول F1009
نشریه سیج – Sage

 

مشخصات و وضعیت مقالات هانیرسی این مقاله (Word)
وضعیت ترجمه انجام شده و آماده دانلود
تعداد صفحات ترجمه تایپ شده با فرمت ورد با قابلیت ویرایش  ۱۰ صفحه با فونت ۱۴ B Nazanin
ترجمه عناوین جداول ترجمه شده است 
ترجمه متون داخل جداول ترجمه شده است 
درج جداول در فایل ترجمه درج شده است 
منابع داخل متن  درج نشده است 
کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله متوسط میباشد 

 

فهرست مطالب
چکیده
۱٫ معرفی
۲٫ رویکرد نظری
۳٫ روش شناسی
۳٫۱٫ محدود سازی شاخص های شهری
۳٫۲٫ طراحی پرسشنامه
.۳٫۳ رتبه بندی داده ها
۴٫ تحلیل نتایج
۵٫ نتیجه گیری
 

 

بخشی از ترجمه

چکیده
جمعیت شهری برای دلایل زیادی به سرعت در حال افزایش است: افزایش سریع جمعیت کل کشور، فرصت های شغلی بیشتر، استاندارد های بهتر زندگی و دردسترس بودن امکانات سودمند مطمئن در شهرها. پیش بینی شده که این روند برای دهه های پیش رو ادامه می یابد، به همین خاطر، اداره ی شهرها بر اساس روشی پایدار چالشیست که توجه های فراوانی را از سوی سیاست گذاران و محققان به سوی خود جلب کرده است. بسیاری از کشورهای توسعه یافته مجموعه ای از شاخص های پایداری را برای نواحی شهری تنظیم کرده اند. این مقاله بازبینی شاخص های پایداری را که در مجلات بین المللی متشر شده اند را انجام داده است و فهرستی از از شاخص های مناسب برای محیط های شهری مالزی آماده نموده است. لیست ما با توجه به ضوابطی که شامل دسترسی، تنوع در مسیرهای فضایی و موقعیت و اندازه گیری بوده اند تولید شده است. ما از روش ای اچ پی برای امتیاز دهی و اولویت بندی شاخص های پایداری برای مالزی استفاده کرده ایم. بررسی شامل ۱۵ فارغ التحصیل بوده است که هر کدامشان سوالاتی که شامل چهار بخش توسعه ی اقتصادی، پایداری اجتماعی، نگهداری زیست محیطی و قدرت نهادی بوده است را، دریافت کرده اند.

۱٫ معرفی
به شهرها دیدی همچون مکان هایی اثربخش برای تجارت، فرصت های شغلی و تعاملات اجتماعی و همچنین سکویی فرهنگی و تعاملاتی وجود دارد. اما، سرعت زیاد رشد و توسعه می تواند توازن بین شهر و طبیعت را بر هم زند. وقتی که مردم زیادی به نواحی شهری مهاجرت می کنند، شکی وجود ندارد که این موضوع حجم شهری را افزایش می دهد و تاثیرش می تواند منفی باشد و تداخلات منفی را افزایش دهد ولی همچنان می تواند بسیار مثبت باشد و تعاملات اجتماعی را بهبود بخشد. و فرض بر این است که حجم بیشتر توسعه ها بیشتر پایدارند که به آفرینش ثروت بیشتر و کاهش هزینه های زیربنایی شهر منجر شود چنان که اقتصاد مورد بهره برداری قرار می گیرد. با این حال، همه ی این موضوعات می توانند به این معنی نیز باشند که هزینه های زندگی بالاتر می رود که می تواند معضلات اجتماعی را به همراه داشته باشد. 
پیشرفت شهری به چالش های زیادی منجر می شود که می توان به عدم پاسخ گویی شهرها به نیاز های و پدیدآمدن تبعاتی همچون، افزایش جمعیت بدون کشش اراضی و منابع که منجر به پیدایش معضلات شهری می شود، اشاره نمود.  چالش هایی که شهرها با آن روبرویند می توانند با روش هایی که به آن ها اجازه می دهند که بتوانند رشد کنند و رونق یابند، در حالی که استفاده ی از منابعشان بهبود می یابد و فقر و آلودگی نیز کاهش می یابد. آینده ای که ما میخواهیم شامل شهرهایی با فرصت های بسیارند همراه با دسترسی به امکانات اولیه ، انرژی، مسکن، حمل و نقل و بیشتر برای همه ی مردمند، است. از پایداری به عنوان استاندارد مناسب زندگی برای همه بدون نادیده گرفتن نیازهای نسل های آینده و ایده ی برنامه ریزی از آغاز در تفکرات اقتصادی و زیست محیطیست، شناخته شده است، که به طور گسترده ای برای توسعه ی شهری به کار بسته شده است. ازین رو، نیاز به رویکردی ارزیاب گونه ی مفهوم پایداری می باشد که شهر هارا ملزم به جدی گرفتن تاثیرات زیست محیطی می کند که همزمان به ارزش های اجتماعی و اقتصادی وفادار می باشد. بدین ترتیب، جنبه های مثبت شهرها در جهت رویکردی سود خالص گونه با یکدیگر ادغام شوند، که در این مسئله متحمل شدن ارزش های بهبود زیست محیطی، نفع اجتماعی و پیشرفت اقتصادی به عنوان مفصل های تاریخی برای آینده به حساب می آیند. 
بی شک، شاخص های شهری از مهم ترین ابزارهای ارزیابی سطح پایداری شهری در دنیا ی امروز محسوب می شوند. برای دو دهه گذشته، پژوهش و کارهای گسترده ای برای بهبود و پیشرفت شاخص های شهری انجام شده اند. در حال حاضر، فهرست های بلند بالایی از شاخص های پایداری موجودند که توسط بسیاری از موسسات و کشورها استفاده می شوند که باعث ایجاد این پرسش می شود که آیا این شاخص ها قابل مدیریتند تا توجیهی اعمال شوند و مهم تر از آن، مشکلی که به وجود می آید مبنی بر اینکه تصمیم گیران بر چه معیاری برای اندازه گیری سطح پایداری تمرکز کنند. از این رو خلق روشی که در پروسه ی انتخاب شاخص مناسب برای تصمیم گیران بر اساس وضعیت به خصوص هر شهر و یا کشور مفید واقع شود، ضروریست. 
تمرکز این مقاله بر اعمال روش شناسی انتخاب و اولویت بندی شاخص های پایداری شهری می باشد. 
نخست، لیست های بلندی از شاخص های شهری از منابع مختلف جمع آوری شدند و بر اساس ده ضابطه خلاصه گشته اند. در مرحله ی دوم، این فهرست باز هم، این بار با استفاده از روش سلسله مراتب تحلیلی که توسط ساعاتی  ابداع گردیده بود، خلاصه تر شد. 
پس از آن، تحلیلی از اولویت بندی به دست آمده نمایش داده می شود و در نهایت نتیجه گیری مختصر با نقاط قوت و مشکلات رویکرد حاضر برای نتیجه گرفتن از مفید بودن روش ای اچ پی برای اولویت بندی شاخص ها و مشارکتش در تصمیم گیری نیز به دست می آید. 

 

 

بخشی از مقاله انگلیسی

Abstract

Urban population is increasing rapidly for many reasons, fast increase in the country’s total population, more job opportunities, better living standards, and availability of reliable utility services in the cities. This trend is predicted to continue for decades to come, therefore, managing urban cities on a sustainable way is a challenge that receives increasing attention from policy-makers and researchers. Many developed countries have established some sets of sustainability indicators for the urban areas. This paper presents review on the sustainability indicators published in international journals and have prepared a list of indicators that are suitable to the Malaysian urban environment. We have produced this list of sustainability indicators based on sorting criteria including accessibility, variability in spatial and temporal directions, and measurability We used analytical hierarchy process to rank and prioritize urban sustainability indicators for Malaysia. The results, data analysis and prioritization of a set of urban sustainability indicators are presented in this paper. The survey included a group of 15 postgraduate students given questionnaires consisting of four sections; Economic Development, Social Stability, Environmental Conservation and Institutional Strength.

۱٫ Introduction

Cities have been viewed as efficient places for business location, markets for job creation, social interaction as well as culture and communication platform. However, the rapid pace of growth and development can altered the balance of city and nature, the urban and the rural[1]. When there are too many people migrating to the urban area, there is no doubt that it will increase the cities’ density and the effect can be negative and give rise to unpleasant interferences but can also be very positive and give rise to social cohesion and there assumption that higher density developments are more sustainable[2] which leads to more wealth creation and decrease the cost of city’s infrastructure as economy can be exploited. Nonetheless it also means that the cost of living gets higher which may lead to a few undesirable social issues. Cities’ advancement leads to many challenges to meet the needs of the cities’ increasing population by not straining land and resources or create lead to social issues. The challenges cities face can be overcome in ways that allow them to continue to thrive and grow, while improving resource use, reduce pollution and poverty. The future we want includes cities of opportunities, with access to basic services, energy, housing, transportation and more for all. Sustainability calls for a decent standard of living for everyone today without compromising the needs of future generations where it has emerged as a planning concept from its beginnings in economics and ecological thinking and has widely been applied to urban development. Urban sustainability is seen as a desirable state of urban conditions that persists overtime[3]. Hence, there is a need for a sustainability assessment approach that requires cities to view environmental impact seriously while simultaneously asserting the value of social and economic. Thus, the positive aspects of cities can be merged into a net benefit approach, where the enduring value of environmental improvement, social gain and economic enhancement can be seen as a joint legacy for the future[4]. Urban indicators are no doubt one of the most well known tools to be used to assess the level of urban sustainability in the world now. For the past two decades, extensive research and works has been conducted and tested to improvise the methodology of developing the urban indicators. Currently, there are long lists of urban sustainability indicators that are used by so many institutions or countries that leads to the questions of whether its manageable to be applied justifiably and most importantly the problems it created for the decision makers to decide what needs to be focused to measure the urban sustainability level. Hence, there is urgency in developing a method that is useful in process of selecting the appropriate indicators for decision-making based on the specific current condition of that particular cities or country. The focus of this paper is to apply the methodology of selecting and ranking the urban sustainability indicators. First of all, long lists of urban indicators were compiled from different sources and are short-listed based on ten criteria. Second, Then, the list is further short-listed using the Analytical Hierarchical Process (AHP) tool created by Saaty. Third, an analysis of ranking obtained is presented and finally a brief conclusion with the strength and problems of the present approach are used to conclude on the usefulness of AHP for ranking indicators and its contribution in decision-making.

 

 

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید مقالات هانیرسی
عنوان فارسی مقاله:

استفاده از روند سلسله مراتبی تحلیلی در اولویت بندی شاخص های پایداری شهری

عنوان انگلیسی مقاله:

Analytical Hierarchy Process Application in Urban Sustainability Indicators Prioritization

 
دانلود رایگان مقاله انگلیسی 
 
دانلود رایگان ترجمه مقاله 
 
خرید ترجمه این مقاله با فرمت ورد
 
جستجوی ترجمه مقالات شهرسازی
 

 

نوشته دانلود رایگان ترجمه مقاله کاربرد فرایند سلسله مراتبی تحلیلی در اولویت بندی شاخص های پایداری شهری – Sage 2013 اولین بار در مقالات هانی پدیدار شد.

ادامه‌ی پست